محسوبست مىنشينند . عدهاى از اين خانواده به خوشنويسى و استادى در خط شكسته و شكستهء نستعليق ظهور كرده و عدهاى از اعيان و اكابر رجال اصفهان بودهاند ، از جملهء آنها ميرزا عبد الوهاب گلستانه است از رجال قرن سيزدهم ، بانى مسجد شهشهان كه اشراف براى او قرآنى نفيس به سال 1256 ق تمام كرده كه در كتابخانهء سلطنتى است .
سيد على اكبر گلستانه در دو نوع خط شكسته و نستعليق استاد بود و از تركيب آنها خطى كه به نام شكستهء نستعليق معروفست بىاندازه خوش و زيبا مىنوشت و در اين شيوه سبكى تازه داشت كه رسوم استادان كهن را بىرونق گذاشت .
در اواخر عهد ناصر الدّين شاه از اصفهان به تهران سفر كرده مدتى در بالاخانههاى اكابر رجال فرزندان خود را براى مشق خط به نزد او مىفرستادند ، اما از اين راه چندان نفعى عايد او نمىگرديد . قسمت عمدهء گذرانش از اين ممرّ بود كه مرقعهاى عالى به خط خود تذهيب و تجليد زيبا ساخته ، تقديم بزرگان وقت مىكرد و در مقابل انعامى مىگرفت .
راقم سطور ( يعنى استاد همائى ) بعض مرقعهاى او را كه تاريخش 1315 و 1316 ق است ، زيارت كرده كه حقيقة تالى خط درويش است . وى در تعليم خط و خوشنويسى معتقد بود كه بايد از خط نسخ ابتدا و دست را به اين وسيله تقويت كنند ، آنگاه به مشق نستعليق بپردازند و چون در اين خط كامل شدند ، شكستهنويسى و بعد از آن شكستهء نستعليق را شروع كنند . خود او هم به اين ترتيب خوشنويس شده بود كه از طفوليت به خط نسخ پرداخته ، در جوانى خوشنويس نستعليق بود و آخر كار شكستهنويس شد .
اين هنرمند كمنظير جهت اشاعهء هنر خويش سفرهاى زيادى نمود و مدتى چند در استانهاى فارس و خراسان و كشور عراق و آخر عمر چندى در تهران اقامت كرد و جمع كثيرى از بزرگزادگان نزد وى به تعليم خط مىرفتند . متأسفانه وقتى كه شهرت و اعتبارى يافته ، زندگانيش سروسامانى پيدا كرده بود ، رشتهء
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1078
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٠٧٨