تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1075

مساهمون:

ص١٠٧٥
پيمبر رهنما گرديد در دنيا بر اين مردم * نمونه از سليمانى چو سلمان آمد و بو ذر پيمبر در غدير خم وصيى خود بيان فرمود * گرفت اندر سر دست جانشين آن حيدر صفدر بگفتا مردمان دانيد اين مطلب عيان باشد * على داماد باشد جانشين من همين رهبر ولى غصب خلافت شد ز فرزند ابو طالب * هزاران ظلم بنمودند بر شير خدا حيدر الا اى افصحى كوتاه كن الكن زبان باشد * ندانى جمله آرى مدح مولا را در اين دفتر

عشق به حق

عشق شيرين تو در هيچ سرى نيست كه هست * روى ناديدهء تو در نظرى نيست كه هست راه عشق است پرآشوب ببايد پيمود * بهر عشاق در اين ره خطرى نيست كه هست از سر كوى تو رفتن بكجا هست پناه * ور نه اندر دل بىدل سفرى نيست كه هست همچو موسى أرنىگو به رهِ عشق توايم * آتش شوق تو اندر شجرى نيست كه هست بخت يارى كندم تا كه رسد صبح مراد * اين ندامت همه‌شب تا سحرى نيست كه هست به وجود آرى و راه عدمش بسپارى * اندرين آمد و شدها اثرى نيست كه هست
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1075 | عبد الحسين جواهر كلام