افصحى ، امتياز و مديرى روزنامهء « صداى قم » را در سال 1331 ش دريافت نمود و آن را در قم منتشر ساخت .
از آثار او
1 - ديوان اشعار .
2 - كنز يا گنجينهء ادب « اشعار » ، دو جلد .
چند غزل زير را باهم از ايشان مىخوانيم :
بخوانم من ز بسم اللّه رحمن الرحيم آن خالق اكبر * كه زينتبخش كنزم گشته هم در اوّل و آخر
ستايش از خداوندى كه موجودات در امرش * تمام كل ما فيهما به حكم حضرت داور
غفور و رازق رزق است جمله مىدهد روزى * هرآنكس حق شناسد گفتهام را مىكند باور
نريزد دانه برگى بجز ز امر خداوندى * نرويد سبزهاى اندر زمين جز ز امر او دربر
تمام كرسى و لوح و قلم در تحت فرمانش * به باران امر گردد رو ببار بر كوه بحر و بر
هرآنكس سر بپيچد روز وانفسا عجب از او * نخواهد ديد روى جنت و آن چشمهء كوثر
خدا فرمود پيغمبر تو ختم مرسلين هستى * كتاب آسمانى گشت نازل بهر پيغمبر