تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1074

مساهمون:

ص١٠٧٤
افصحى ، امتياز و مديرى روزنامهء « صداى قم » را در سال 1331 ش دريافت نمود و آن را در قم منتشر ساخت .

از آثار او

1 - ديوان اشعار . 2 - كنز يا گنجينهء ادب « اشعار » ، دو جلد . چند غزل زير را باهم از ايشان مىخوانيم :
بخوانم من ز بسم اللّه رحمن الرحيم آن خالق اكبر * كه زينت‌بخش كنزم گشته هم در اوّل و آخر ستايش از خداوندى كه موجودات در امرش * تمام كل ما فيهما به حكم حضرت داور غفور و رازق رزق است جمله مىدهد روزى * هرآن‌كس حق شناسد گفته‌ام را مىكند باور نريزد دانه برگى بجز ز امر خداوندى * نرويد سبزه‌اى اندر زمين جز ز امر او دربر تمام كرسى و لوح و قلم در تحت فرمانش * به باران امر گردد رو ببار بر كوه بحر و بر هرآن‌كس سر بپيچد روز وانفسا عجب از او * نخواهد ديد روى جنت و آن چشمهء كوثر خدا فرمود پيغمبر تو ختم مرسلين هستى * كتاب آسمانى گشت نازل بهر پيغمبر