در آن حقوق تصرف نمىكرد ، و در دوران زعامت آيتاللّه بروجردى همهء وجوهات را به ايشان مىداد .
از دانشمند متقى شيخ عبد الحسين لاهيجى « معروف به حاج علامه » - ساكن مشهد مقدس - نقل است : از الهيان شنيدم كه فرمود : تمام هوا و هوسها را از خود دور كردم ، و هيچ آمالى در من وجود ندارد .
و نيز نقل نموده است : در حدود 1370 ق نامبرده يك شب تابستان با عدهاى از ارادتمندان آن جناب در منزل ما بودند ، آن شب در اطاق كك زياد بود به حدى كه همه را ناراحت مىكرد . يكى از دوستان ككى را با دست كشت ، الهيان متغير شد و فرمود : چرا اين حيوان را مىكشيد ؟ بگوئيد برود . لحظاتى نگذشت كه تمام ككها از اطاق خارج شدند ، و مدتها در آن اطاق كك مشاهده نگرديد .
و همچنين نقل كرد كه : شيخ مجتبى قزوينى تنكابنى برايم بيان نمود : الهيان به زيارت حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام مشرف گرديد ، و به منزل من وارد شد ، موقع خواب برايش رختخواب گذاشتم و از اطاق خارج شدم ، پس از چند ساعتى جهت انجام كارى بدان اطاق رفتم ، ديدم الهيان نشسته و زانو را در بغل گرفته ، گفتم :
آقا دائى فرش گذاشتم چرا نمىخوابيد ؟ فرمود : پا را كه براى خواب دراز كردم متوجه شدم به طرف حضرت است ، به اين طرف برگرداندم ديدم بهسوى عكس آقاى بروجردى است ، كه يكمرتبه شمايلش در مقابلم مجسم شد . لذا به احترام حضرت رضا عليه السّلام و آقاى بروجردى كه سيد جليل القدرى است اينطور استراحت مىكنم ، من فورا جاى او را تغيير دادم .
اجمالا نامبرده از افراد بزرگ عصر ما ، و داراى روحى بسيار قوى بوده ، و دهها كرامت از آن مرحوم نقل شده است .
درگذشت
الهيان در چند سال اخير بيشتر اوقات را در يكى از روستاهاى طالقان