حوادث ، گاهى به ساحل قبولم مىكشيد و دم ديگر در وادى رد و نكولم مىافكند ، تا در سفر دوّم كه سه ماه مقيم كوى رئيس ايشان ( عبد البهاء عباس ) گشتم ، در « حيفا » ، كاملا بر بطلان دعوى او و پدرش از جنبهء مذهبى آگاه گشته ، تنها از جنبهء وطنخواهى و نغمات صلحجوئى و فلسفهء نفوذ ايشان در عالم غرب غرق حيرت و منتظر كشف حقيقت بودم ، تا پس از مرگ عبد البهاء در زمامدارى سبط كبيرش ( شوقى افندى ) موفق به سفر اروپا شدم ، و از آن حيث نيز آسودهخاطر گشته ، يقين كردم كه اين دروغ هم عطف بر دروغهاى مذهبى شده نفوذى در جهان غرب نداشتهاند ، و اگر گاهى عدهء قليلى توجهى نمودهاند در اثر خيانت حضرات و نتيجهء سياست بيگانگان است نه چيز ديگر ، و چون عبد البهاء را خائن ايران هم از حيث مذهب و هم از حيث استقلال و سياست شناختم دل از مهرشان بپرداختم ، و خود را در زحمت و خطر ديگرى انداخته چند هزار نفر بهائى متعصب را دشمن خود گردانيدم . . . » .
آيتى هنگامى كه بهائى بود كتاب « الكواكب الدرية فى المآثر البهائية » را در دو جلد نگاشته كه شرح پيدايش بهائيت است . خود دربارهء اين كتاب مىگويد :
« دو جلد كواكب الدرية كه انشاء بنده است ، و مواد تاريخى آن را با هزاران اختلاف و تصرف و تقلب ، رؤساى بهائيه دادهاند ، لهذا خودم آن را معتبر نمىدانم و قطعا استفادهء تاريخى از آن نمىتوان كرد ، چه مسائل مسلمهاى كه حتى مانند ( ادوارد براون ) در كتب خود نوشته و من هم كاملترش را نوشته بودم ، از كتابم در موقع طبع آن در مصر حذف كردهاند ، زيرا به ضررشان تمام مىشده و تعبيرات جعليه را جانشين آن قرار دادهاند » .
آيتى پس از مرگ « عبد البهاء » پيشواى بهائيان در سال 1340 ق به همراه جمعى ديگر از بهائيان ، دوباره مسلمان شد و از آئين بهائيت روى گرداند . او پس از اسلام آوردن كتاب « كشف الحيل » را در سه جلد در رد بهائيت نگاشت . خود دربارهء اين كتاب مىگويد :
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 887
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٨٨٧