بالاى سر آويخته شده و در ميان شده ، مرواريد قيمتى كه از طرفين گوى سر آن بيرون است با زنجير طلا و حقه جواهر و قناديل طلا و نقره نيز از آن مرحوم است » .
اين قبه را در سنه نهصد و بيست و پنج شاه اسماعيل صفوى خراب نموده بقعهء حاليه را بنا كرد . بر دور قبر مطهر بنائى محاط عليه كشيدهاند به ارتفاع دو ذرع كه قبر مقدس در ميان آن واقع است ، و بر روى آن كاشى معرق است ، و كتيبهاى دارد كه صلوات كبير را به خط ثلث بسيار ممتاز بر آن نوشتهاند ، درى متصل به اين ديوار بر آن محاط است كه بر روى جميع آن صفحات طلا مينا شده است ، اين در از بناهاى خاقان فتحعلى شاه مىباشد و در وسط در اين رباعى فتحعلى خان ملكالشعراء نوشته شده است :
اين در كه به فردوس برين دارد ناز * سايند بساحتش شهان روى نياز
امروز نتاب روى از اين تا فردا * درهاى بهشت بر رخت گردد باز
و بر دور اين در به خط آقاى مهدى ملكالكتاب صلوات كبير نوشته شده است ، در بالاى اين در صفحهاى از طلا است كه بر روى آن قطعهاى از ملكالشعراء نوشته شده است كه اين فرد مادهء تاريخ آن است :
بنوشت صبا ز بهر تاريخ * زرين بود اين در از شهنشاه
و متصل به اين بنا ضريحى از نقرهء خام بنا شده است كه از بناهاى شاهطهماسب اوّل است و مرحوم ميرزا على اكبر فيض نوشتهاند : اين ضريح كهنه به مرور ايام شكسته و گسيخته شده بود ، تا زمانى كه مرحوم حاج مير سيد حسين متولىباشى به عرض ناصر الدّين شاه رسانيدند كه ضريح نقره از حليهء آبادى افتاده ، اجازه فرماييد او را برهم زده ضريحى از نو بسازيم . آنچه اين ضريح نقره دارد به كار رود و آنچه كسر بيايد از خزانهء مباركهء سركار فيض آثار داده شود ، چه بعضى آلات نقره در خزانه است كه مهمل و بىفايده است ، ولى مزد و اجرت كاركنان را مىبايد حضرت شاهنشاه متحمل شوند . عرضش به عز قبول تلقى شده ، به ذو الفقار خان ،