داغ جدايى
روزى كه كلك تقدير ، در پنجهء قضا بود * بر لوح آفرينش ، غم سرنوشت ما بود
زان پيشتر كه نو شد خضر آب زندگانى * ما را خيال لعلت سرمايهء بقا بود
روزى كه مىگرفتند پيمان ز نسل آدم * عشق از ميان ذرّات در جستجوى ما بود
ساقى شراب شوقم ديشب زيادتر داد * گر پاره شد ز مستى پيراهنم بجا بود
بر عاصيان هر قوم ، بگماشت حق بلايى * ما خيل عشقبازان ، هجرانمان بلا بود
ساقى لباس زهدم صد ره به مى فروشست * تا پاك شد ز رنگى كالودهء ريا بود
گر در محيط حيرت ، غرقم ، گناه من چيست ؟ * در كشتى وجودم عشق تو ناخدا بود
مىخواستم كه دل را از غم خلاص يابم * داغ جدايى آمد ، وين آخر الدّوا بود
منابع
1 - تاريخ همدان ( خطى - دعوتى ) .
2 - سخنوران نامى معاصر ايران 4 / 2540 .
3 - فرهنگ شاعران زبان پارسى 412 ( شرح حال ايشان داراى دو اشتباه است ، اول : اينكه نامش را حسن نوشته و دوم آنكه محل دفنش را همدان قيد كرده است ) .
4 - فرهنگ عميد 620 .
5 - مكارم الآثار 6 / 1955 ( تولدش را به سال 1270 ق دانسته است ) .
6 - مؤلفين كتب چاپى 2 / 745 .
7 - نگين سخن 4 / 100 و 494 .
8 - هگمتانه تا همدان 240 .
حسين سلطان گودرزى ملايرى ( - 1386 ق )
حاج حسن فرزند حاج نعمة اللّه سلطان گودرزى ملايرى ، از شاعران و نيكوكاران ملاير بود .