من پى زلف و او پى سنبل روز و شب * اى دل غرقه خون بسوز و بساز
ياد آن شب كه چشم مخمورش سوى من * از چه امروز بىخبر ز من است
بود و روشن ز روى پرنورش كوى من * همچو ايّام در گذر ز من است
گرچه خود از تو دور مىكردم بىگمان * ليك چون دوست دارمت اى دوست
بىنشاط و سرور مىكردم در جهان * به خدا مىسپارمت اى دوست . . .
* منابع
1 - تاريخ تكايا و عزادارى قم 316 .
2 - رجال قم 109 .
3 - سخنوران نامى معاصر 3 / 87 .
4 - سخنوران نامى معاصر ايران 2 / 1146 .
5 - فرهنگ شاعران زبان پارسى 171 .
6 - مؤلفين كتب چاپى 2 / 730 .
سيّد حسين خلخالى ( 1309 - 1394 ق )
سيد حسين فرزند علامه سيد زين العابدين نوهء مير شاه ميرزا موسوى خلخالى ، از علما و زهاد كه در رشت سكونت داشت ، تولدش به سال 1309 ق در خلخال اتفاق افتاد .
مقدمات را در زادگاهش آموخت ، و جهت ادامهء تحصيل به اردبيل رفت و مدت 13 سال به تحصيل سطوح پرداخت . سپس به تبريز رفت و پس از 3 سال اقامت به رشت عزيمت كرد ، و مدتى به تحصيل و ارشاد پرداخت سرانجام به نجف اشرف رهسپار گرديد ، و محضر آيتاللّه شيخ الشريعهء اصفهانى را درك و از وى استفادهء علمى نمود ، و پس از ارتحالش از محضر آيتاللّه سيد ابو الحسن