جامع علوم متداوله بودهاند . صرفنظر از اصول و فقه به علوم غريبه رمل ، اسطرلاب ، جفر ، تاريخ ، رياضيات و مقدارى از نجوم دست داشتند و يكى از مزاياى آن مرحوم در بين اقران و اماثل خود علاوه بر فقه و اصول همان جامعيت ايشان بوده و اهل مطالعه و تا آخر عمر كتاب را رها نكردند .
مزاياى اخلاقى ايشان
سجاياى اخلاقى زيادى داشتند ولى به بعضى از آنها اشاره مىكنم : حلم و صبر ، و حوصله و تواضع ، توجه به فقرا و محرومين ، بىتكلّف و خليق بودن و با مردم عامى و بىسواد ، سالهاى سال زيستن و . . . بزرگترين ويژگى آن مرحوم بود .
وقتى براى حل اختلاف و مرافعات به خدمت ايشان مىآمدند خيلى جسورانه و با كمال بىادبى طرفين نزاع با هم برخورد مىكردند و گاهى هم به خود ايشان گستاخى مىكردند . اما ، با كمال صبر و حوصله حلّ اختلاف مىكرد . زندگى و معاشرت با مردم و ملت امروز اينقدر سخت و غير قابل تحمل است . پنجاه سال قبل يك مجتهد مسلّم و يك عالم زبردست جامع چطور با مردم در آن روستاها زندگى كرد . لازم است به نكتهاى اشاره كنم كه زندگى با مردم بىسواد و عامى چقدر مشكل است بهطورىكه برايم نقل كردهاند ايشان پس از مراجعت از نجف اشرف به روستاى خود گاهى در ميهمانىها ذغال روشن مىكردهاند و ايشان مىگفت ذغال را بيرون كاملا روشن كنيد و سپس وارد اطاق كنيد . چون گاز ذغال مىگرفت و اسباب زحمت است مردم نادان به عنوان دلسوزى مىگفتند « آه » آقا در نجف درس زياد خواند و مشاعرش را از دست داده مگر ذغال آدم را مىكشد و يا خطر دارد . زندگى با چنين مردمى رياضت بزرگى است و بالاترين سجاياى اخلاقى همين است كه در برابر نادانها صبر كردن و رسالت هدايت و ارشاد را فراموش نكردن است .
« العلماء ورثة الانبياء » يكى از ميراثهاى انبيا همين بوده كه مردم با آنها بدرفتارى مىكردند . علما علاوه بر آنكه وارثان علمى و دينى پيامبران هستند