تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
« جناب اشرف صدر اعظم ! علاقهء ما را به محبت بر فقرا و ايتام مىدانيد ، لازم بود خود ما توفيق اين ثواب يابيم ، حالا كه ما را اين مجال نيست ، چنان كه مدير رشديه تقاضا كرده است ، از جانب ما به مدرسه برويد و جوائز شاگردان را به دست خودتان بدهيد ، و يتيمان را بسيار محبت كنيد » .

نامه‌اى ديگر

على اصغر خان اتابك كه متوجه موضوع شده بود ، دفع الوقت مىكند و از اين دستور شاه سرباز مىزند . رشديّه بار ديگر به شاه مىنويسد : « به شرف عرض خاكپاى جواهرآساى همايونى مىرساند حضرت اشرف اتابك اعظم به علت تراكم كارهاى دولتى ، تشريف‌فرمايى خود را به مدرسه به بعد از عيد محول فرموده‌اند . چون در نظر ما مكتبيان شغلى مقدس‌تر از تعليم و فريضه‌اى مهمتر از نوازش يتيمان نيست ، استدعا از آستان مبارك آنكه امر همايونى چنين شرف صدور يابد كه اتابك اعظم امروز عصر به مدرسه تشريف آورده ، جوائز را به نام نامى اعليحضرت همايونى به شاگردان اعطا فرمايند ، و اين خدمتگزار و اعضاى مدرسهء رشديه را ، كه همه پروانهء شمع وجود شاهنشاهى هستند ، مفتخر و سرافراز سازند » . مظفر الدّين شاه كه از داستان خصومت اتابك با رشديّه آگاه بود و اوضاع و احوال را نيك مىدانست ، در حاشيهء نامهء رشديه نوشت : « جناب اشرف صدر اعظم ! دلجويى يتيمان در نظر ما بر هر چيزى مقدم است . امروز عصر به مدرسه برويد و جوائز را از جانب ما توزيع كنيد و اعضاى مدرسه را از مدير و معلمين به عنايات ما اميدوار گردانيد ، و يتيمان را بسيار بسيار محبت كنيد » . اتابك ناگزير امر شاه را اطاعت كرد و همان روز عصر به مدرسه رفت . اين امر هم باعث تأمين امنيت رشديه و هم تبليغ خوبى براى مدرسه شد . از فرداى آن روز اعيان و اشراف تهران كه تا حال از ترس ، بچه‌هاى خود را به مدرسه نمىآوردند به مدرسه سرازير شدند . رشديّه مجددا فعاليتهاى سياسى خود را عليه اتابك ادامه