اين مدرسه دچار سرنوشت مدارس قبلى شد و بازهم شبانه به مشهد گريخت ، و پس از چند ماه به تبريز مراجعت و مجددا در محلهء « بازار » براى بار پنجم مدرسه را داير كرد ، كارش براثر استقبال مردم بالا گرفت . مدرسه در دو حياط مجاور و داراى چهارصد و هفتاد و چند شاگرد بود .
رجالهها ريختند و مدرسه را غارت ، و يك كودك از بالاى پلّهها پرتاب كردند و كشتند و غوغايى سخت بر پا كردند . خيرانديشان رشديّه را از معركه نجات دادند ؛ به مشهد گريخت و در آنجا مدرسهء بسيار منظمى داير كرد . اما چندى نگذشت كه اين مدرسه نيز به سرنوشت مدرسههاى تبريز دچار شد ، و با حملهء اوباش و غارت و كتك زدن مفصل رشديّه قضيه فيصله يافت و مدرسه تعطيل شد .
از مشهد به تبريز بازگشت و به كار كشاورزى پرداخت و پس از آباد كردن و فروختن قطعهاى زمين كه متعلق به وى بود ، اقدام به تعمير و بازسازى مدرسهاى مخروبه كرد كه اين امر مورد حمايت مظفر الدّين ميرزا وليعهد و علماى نجف واقع شد ؛ ولى اين مدرسه هم با بيل و كلنگ به خرابه مبدل شد و باز رشديه به مشهد گريخت ، و باز پس از چند ماه به تبريز بازگشت و مدرسه را داير كرد .
هنگامى كه امين الدوله به صدارت رسيد ، با آشنايى قبلى كه از رشديه داشت ، او را به تهران دعوت و تشويق به تأسيس مدرسه در تهران كرد . رشديه در سال 1315 قمرى ، اولين مدرسهاش را در تهران در ( باغ كربلايى عباسعلى ) افتتاح كرد .
اين مدرسه مورد حمايت امين الدوله صدر اعظم بود و از طرف دولت مقررى ماهانه داشت . با روى كار آمدن على اصغر خان اتابك ، دشمن سياسى امين الدوله مقررى ماهانهء مدرسهء رشديّه قطع شد و بندوبستهاى سياسى نزديك بود مدرسه را به تعطيل بكشاند . چون رشديه و پيروان وى طرفداران امين الدوله بودند ، بالتبع دشمن اتابك خوانده شدند و سخت در معرض خطر قرار گرفتند .
روحانى روشنفكر آن زمان آيتاللّه شيخ هادى نجمآبادى از رشديه حمايت كرد ؛ ولى بالاخره رشديّه مجبور شد در سال 1319 ق تهران را به قصد حج ترك كند .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 532
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٥٣٢