جان نثارت كردم از جان تا تو را جانان شمردم * جان فدايت كردم از دل تا تو را دلبر گرفتم
كز غم هر دور اشكى از نظر افكنده « ناجى » * لؤلؤ لالا شمردم دانه گوهر گرفتم
*
از دوعالم همه رستم هنرى بهتر از اين ؟ * نظر از غير تو بستم نظرى بهتر از اين ؟
تا رضاى تو بود تن به قضاى تو دهم * به رضاى تو رضايم قدرى بهتر از اين ؟
داد تا بر دلوجان پيك وصال تو خبر * بىخبر از دلوجانم خبرى بهتر از اين ؟
عازم شهر بقا گشتم از اين ملك فنا * وطنى خوشتر از اينجا سفرى بهتر از اين ؟
سر سوداى تو دارد سر من تا سر نى * نيست سوداى تو در هيچ سرى بهتر از اين ؟
كردم از جان بر تير سيهى سينه سپر * نيست تير سيهى را سپرى بهتر از اين ؟
به هوايت نتوان پَر زنم از اين پَروبال * خواهم از تير بلا بالوپَرى بهتر از اين ؟
مرده را زنده كند رايحهء تربت من * كى بود در دم عيسى اثرى بهتر از اين ؟
بر فراز قد اكبر رخ انور بنگر * بر سر سرو نيامد قمرى بهتر از اين ؟
گرچه نخل قد سروش قمر آورده ثمر * آرد از باغ شهادت ثمرى بهتر از اين ؟
زير گيسوى رخ ماهش فكند جلوه به شام * شام از آن شام ندارد سحرى بهتر از اين ؟
دانهء اشك گرانمايهام ارزان مفروش * كه به دست تو نيايد گهرى بهتر از اين ؟
گرچه منظور دوعالم بود اينك نظرم * كن ز الطاف به « ناجى » نظرى بهتر از اين ؟
*
روضهء خلد برين است سر كوى حسين * كه دهد بوى جنان تربت نيكوى حسين
غبطه بر عرش برين مىنبرى فرش زمين * كه بود عرش برين فرش سر كوى حسين
مرده را گر كه مسيحا به دمى زنده كند * صد مسيحا به دمى زنده كند بوى حسين