تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
محذورى مىتوانست هر مسأله‌اى را با ايشان در ميان گذارد . من خود شاهد بودم كه وقت يا بىوقت اشخاص چه به صورت مراجعهء حضورى و چه به صورت تماس تلفنى و يا مكاتبه‌اى مسائل مختلف را مطرح مىكردند ، به خصوص مسائل علمى و درسى ، و ايشان باكمال صبر و حوصله جواب مىدادند . زهد و تقوا و بىاعتنايى به زخارف دنيوى از ديگر صفات بارز آن مرحوم بود . از هرچه كه مظهر و مصداق تجمّل و تشريفات بود پرهيز مىكرد و اطرافيان را برحذر مىداشت ، به نحوى كه همهء آنها كه با ايشان رابطه داشتند به اين موضوع معترفند . در حدود چهل سال در خانه‌اى بسيار ساده و محقر زندگى مىكرد و با اينكه از كمترين امكانات رفاهى برخوردار نبود . ولى ايشان قانع بودند و هرگز فكر تجديد منزل را از ذهن خطور نمىداد . تا اينكه اجبارا به جهت اينكه منزل ايشان در مسير خيابان قرار گرفت تجديد خانه نمود و همان ملاكهاى ساده‌زيستى را در مورد خانهء جديد نيز داشتند . ايشان بسيار منيع الطبع و آزادمنش بود و روح آزاد خود را پايبند ماديات نكرده بود . بىاندازه به وقت اهميت مىداد و جلسات درس ايشان بسيار مرتب و منظم بود . مكرر اتفاق مىافتاد كه حال ايشان مساعد نبود ، ولى به زحمت در درس حاضر مىشد . حتى در اين اواخر نيز كه از شدت ناراحتى بىتاب شده بود ، عمدهء ناراحتى ايشان تعطيلى درس و ضايع شدن وقت طلاب بود . به ياد دارم كه دكتر ، ايشان را از تدريس منع كرده بود ، ولى به بنده گفتند ، رضا ! مبادا به كسى بگويى . ممكن است ايراد بگيرند كه چرا با وجود منع طبيب به درس ادامه مىدهم . بگذار تا آنجا كه مىتوانم و قادر هستم تدريس كنم . چند جلسه نيز به همين ترتيب ادامه دادند ، تا اينكه به علت ضعف عمومى و تنگى نفس نتوانستند .

آثار و تأليفات وى

1 - احكام الاراضى و اقسامها ، كه در كنگرهء بزرگداشت شيخ اعظم انصارى