و لذا مىبينيم كه در جاىجاى قرآن كريم به تراجم پيامبران ، صالحان ، فرزانگان و فرهيختگان امّتها پرداخته و خود در مقام ارزيابى اين حقايق و الا مىفرمايد :
لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ :
« در بيان سرگذشت آنان عبرتى براى خردمندان هست » . « 1 »
نخستين تراجمنگار
كهنترين كتابى كه از قرن اول هجرى بر جاى مانده و بدون هيچ خللى به دست ما رسيده ، كتاب سليم بن قيس هلالى است ، با توجه به اينكه وى از ياران مولاى متّقيان است و بسيارى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را درك كرده و مطالب فراوانى از عملكرد آنها به رشتهى تحرير درآورده است ، مىتوان كتاب او را نخستين كتاب در تاريخ ، سيره و تراجم اصحاب پيامبر دانست ، كه در نيمهى اول قرن اول از تأليف آن پرداخته است .
پس از سليم بن قيس گروهى از علماى شيعه در تاريخ و تراجم كتاب نوشتهاند كه در طول زمان نسخههاى آنها از بين رفته و غالبا طعمهى حريق شده است ، كه فقط در كتابخانهى شيخ طوسى 80000 جلد كتاب به دست دشمنان اهل بيت به آتش كشيده شد ، كه همهى آنها نسخهى خطى و قسمتى از آنها منحصر به فرد بودند .
بيشترين آثار برجاىمانده در تاريخ ، انساب و تراجم ، به : « لوط بن يحيى بن سعيد بن مخنف » مشهور به « ابو مخنف » مربوط مىشود .
ابو مخنف در خانوادهاى پرورش يافته بود كه همگى از دلباختههاى اهل بيت عصمت و طهارت بودند .
نياى بزرگش « مخنف » از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام بود ، حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را
هامش
( 1 ) . سورهء يوسف ( 12 ) ، آيهء 111 .