در فرازى از وصيت خود به فرزند برومندش امام حسن مجتبى ( عليه السّلام ) مىفرمايد :
« أحى قلبك بالموعظة . . . و أعرض عليه أخبار الماضين ، و ذكّره بما أصاب من كان قبلك من الأوّلين ، و سر فى ديارهم و آثارهم ، فانظر فيما فعلوا و عمّا انتقلوا و أين حلّوا و نزلوا » :
« دلت را با پند و اندرز زنده كن . . . خبرهاى گذشتگان را بر آن عرضه كن ، آنچه بر سر پيشينيان آمده برايش يادآورى نما ، در ديار و آثار آنان نيك بينديش ، پس بنگر چه كردند ؟ از كجا به كجا رفته ، در كجا بار بگشودند » « 1 » .
اگرچه پيش از نزول قرآن خط عربى رايج بود ، حتّى كتابى به خط حضرت عبد المطلب ( نياى پيامبر اكرم ) در خزانهء مأمون وجود داشته « 2 » ولى با عنايت خاصى كه اسلام به كتابت و قرائت مبذول داشته ، و دستورات فراوانى كه در اين زمينه صادر نموده ، بستر جهش و شكوفايى دانش و فرهنگ ، از جمله تاريخنگارى را فراهم نموده است .
تراجمنگارى
يكى از شاخههاى مهم تاريخ « تراجمنگارى » است ، كه رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله با تعبير بسيار شيوايى جايگاه رفيع آن را بيان مىفرمايد :
« من ورّخ مؤمنا فكأنّما أحياه ؛ هركس مؤمنى را تاريخگذارى كند ، گويى او را زنده كرده است » . « 3 »
تراجمنگارى صرفا ثبت سرگذشت يك فرد نيست ، بلكه ابزار بسيار نيرومندى براى تكامل كاروان بشرى است ، بيان نقاط ضعف و قوّت يك حادثهى تاريخى است ، شرح علل و عوامل شكست يا پيروزى يك انسان برجسته و فرهيخته مىباشد .
هامش
( 1 ) . سيد رضى ، نهج البلاغة ، نامهء 31 ، بيروت ، صبحى صالح ، ص 392 .
( 2 ) . ابن نديم ، الفهرست ، چ تهران ، 1393 ه . ص 8 .
( 3 ) . محدّث قمى ، سفينة البحار ، چاپ قم ، اسوه ، ج 8 ، ص 435 .