آقا ايشان وارد منزل شد و پس از مذاكرات مفصل عنوان نمود به علت تكثير عوايد در موقوفات از قبيل عوايد تات و دكاكين درخاست مورد و حق حقوق طلاب و مدرسين را چند برابر نمودهايم و حقوق جنابعالى از 10 تومان به 60 تومان اضافه گرديده است .
ايشان پرسيد : شما با اجازهء چه كسى اين اضافات را پرداختيد ؟ اظهار داشت به علت اضافهء درآمد موقوفات . مجددا ايشان پرسيد : ساير آقايان با اقدام شما چه نظرى داشتند ؟ آقاى شهيدى گفت : همه اظهار امتنان كردند و استقبال هم كردند .
بعدا مرحوم آقا گفتند من تا روزى كه زندهام و تا رو به حركت هستم بيش از اين 10 تومان وقفنامه دينارى نخواهم گرفت و به ديگران هم كارى ندارم . مجددا آقاى شهيدى توضيحات بيشترى در مورد اضافهء حقوق داد ، كه به علت اينكه جنابعالى داراى ضعف جسمانى و اغلب مريض هستيد ، يك درشگه به خرج مدرسه كرايه شد كه جنابعالى را در اياب و ذهاب به مدرسه كمك كند . بعلاوه محل درس را براى عموم مدرسين و طلاب نيز و خودتان و تكليف گذاردهايم كه عموم طلاب و مدرسين روى زمين ننشينند . ايشان گفتند اولا بيش از 10 تومان كه وقفنامه تعيين نموده تا زندهام دينارى اضافه نخواهم گرفت و تاثر نقاب درشكه هم به مدرسه نخواهم آمد و هر روز كه قدرت حركت نداشتم طلاب را دعوت مىكنم كه در منزل مباحثه را شروع خواهيم نمود . در صورتى كه از لحاظ مخارج روزانه نهايت احتياج را داشت .
3 - روزى آقاى حاج محتشم السلطنه اسفنديارى رئيس مجلس شوراى ملى پيشكارش را به منزل فرستاد و از مرحوم پدرم درخواست نمود كه روزى به ديدن آقاى اسفنديارى بروند و با هم آشنا شوند . من پيغام را به ايشان رساندم آقا پرسيدند : حاج محتشم السلطنه كيست ؟ به عرض رساندم كه رئيس مجلس و شخصى مسلمان و باايمان و اهلقلم و كتابهايى هم مثل اخلاق محسنى و غيره تاليف نموده است . ايشان فرمودند : سلام مرا برسانيد و بگوييد كه به واسطهء كسالت چشم معذورم ، ولى اگر ايشان مايلند تشريف بياورند ، در منزل بنده براى پذيرايى در همهوقت حاضرم .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 171
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٧١