تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
شهرت نبودند . بلكه خود را دور از اين قبيل مسايل مىكردند و حال اينكه مشاغل مهمى دنبال ايشان بود . ولى به هيچ عنوان زير بار مسئوليت آنها نمىرفت . اكنون چند نمونه را كه خود به خوبى به خاطر دارم با رعايت اختصار شرح مىدهم : 1 - مدرسهء مروى كه طلاب فاضل و تحصيل‌كرده‌اى داشت اكثرا در عدليه مشاغلى مثل محاكم جنحه و استيناف ديوان عالى تميز ( كشور ) كه هركدام داراى شعبى بود ، دارا بودند . و غالبا از شاگردان ايشان و يا از ارادتمندان و علاقه‌مندان به ايشان بودند كه اهم آنها مرحوم حاج سيد نصر اللّه تقوى و صدر الاشراف محلاتى و آقاى بوذرى و غيره بودند . اين آقايان و عده‌اى ديگر ، ايشان را مكررا براى احراز رياست قوهء قضائيه دعوت مىكردند . چون اصرار حضرات تكرار شد ، ايشان دو روز به دادگسترى رفت و روز سوم از اين [ كار ] استنكاف نمود و حاضر نشد امضايى در زير پرونده‌ها بگذارد . در صورتى كه از نظر مادى نهايت احتياج را داشت . 2 - ميرزا على اكبر خان داور با اجازه از مجلس شوراى آن سال قرار شد تغييراتى در دستگاه دادگسترى پديد آورد كه بعد از مدتى اداره ثبت‌اسناد و املاك و محاضر اسناد رسمى براى جريان معاملات خريدوفروش و تعيين القاء و محاضر ازدواج و طلاق ايجاد نمود و براى توجه عموم ابتداء محاضر اسناد رسمى به اشخاص معروف و وجيه المله واگذار مىشد . اشخاصى كه در محل مورد اعتماد بودند براى تصدى دفتر اسناد رسمى شود مرحوم پدرم فرستاد و قرار بود كه محلى را اجاره و پس از نصب تلفن و وسائل و تعيين نماينده و مستخدم كه تماما بود اداره ثبت باشد ايشان قبول محضر شماره يك را مىنمايد و صرفا گوشه سمت چپ استاد را بغاتانى با اصرار زياد از قبول اين شغل امتناع نمودند . 3 - روزى شخصى به منزل مراجعه نمود و خود را آقاى شهيدى معرفى كرد كه نايب‌التوليه مدرسه سپهسالار بود ( در تهران نايب‌التوليه آستان قدس و نايب‌التوليه مدرسه سپهسالار با شخص شاه بود كه از طرف خدما پى تفسير كرد ) طى دستور مرحوم
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 170 | عبد الحسين جواهر كلام