تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
نسل او هستند ، وى بقعهء مختصرى دارند كه چند سال قبل آقاى حاج قائم‌مقام التوليهء رضوى مشهدى صحنى براى آن حضرت بنا فرمودند ، و مرحوم حاج ميرزا حسين نورى حالات ايشان را در كتاب بدر مشعشع بيان نموده‌اند . در تاريخ قديم قم مىگويد : اوّل كسى كه از سادات رضويه به قم آمد ابو جعفر موسى بن محمّد بن على الرضا عليه السّلام بود و در سنهء ست و خمسين و مأتين ( 256 ) از مدينه به قم آمد و به قم مقام كرد و پيوسته برقع بر روى فروگذاشتى تا آنگاه كه عرب به او پيغام فرستاد كه تو را از مجاورت و همسايگى ما بيرون مىبايد رفتن ، پس ابو جعفر موسى از قم به كاشان رفت چون به كاشان رسيد احمد بن عزيز بن دلف العجلى او را اكرام كرد و ترحيب نمود و خلعتهاى بسيار و بارگيرهاى نيكو و چندين تجمل به او بخشيد و مقرر گردانيد كه هر سال يك‌هزار مثقال طلا با يك سر اسب مسرج به او دهد پس ابو الصديم الحسين بن على بن آدم و يكى ديگر از رؤساى عرب در عقب بيرون آمدن موسى بن محمّد بن على از قم برسيدند و اهل قم را بسبب بيرون كردن او توبيخ كردند . پس رؤساى عرب را بطلب ابى جعفر موسى بفرستادند تا شفاعت كردند و او را به قم باز آوردند و بسيارى اعزاز و اكرام كردند و از مال خود از براى او سرائى بخريدند ، و همچنين چند سهم از قريهء هنبرد و اندريقان و كارجه از براى او از ورثهء مزاحم بن على اشعرى بخريدند و بيست هزار درم از براى او قسمت كردند و به او دادند . و در روايت ديگرى است كه چون عرب قم به ابى جعفر موسى پيغام فرستادند كه تو را از همسايگى ما بيرون مىبايد رفتن او برقع از روى بينداخت و ايشان او را شناختند ، پس محمّد گفت همت و اعتقاد ايشان محقق شد و اين سراى و سهام و اموال به او دادند پس موسى قصد عبد العزيز بن دلف عجلى كرد عبد العزيز او را اعزاز و احترام و اكرام كرد و خلعتها و مركبها بخشيد و وظيفهء ساليانه معين كرد چنانچه ذكر شد . بعد از آن به قم مراجعت نمود ، ديگرباره اهل قم او را
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 134 | عبد الحسين جواهر كلام