و بر در دوّم كه به رواق منصوب و به ايوان آئينه باز مىشود بعد از چند شعر اين اشعار به خط ميرزا عمو از شاعر سابقالذكر مسطور است :
بلى شرف همه زين در بود كه مشرف اوست * رواق فاطمه دخت امام عرش سرير
كريمهاى كه فروغش گرفت عالم را * چنان كه عالم را آفتاب عالمگير
خجسته حضرت معصومه آنكه بر مه و خور * دريده پرده و خود در هزار پرده ستير
نعال خادم او گوشوار گوش سپهر * غبار درگه او توتياى چشم بصير
اگر بديدهء معنى نظر كنى بينى * كه سطح او بفراز است و سطح چرخ به زير
نظام سلطنه اعظم حسينقلى خان آن * كه نوك خامهء او ريخت آب خامهء تير
وزير نامور نامجوى نامآور * اديب پاكدل پاك رأى پاك ضمير
فشاند نقره و از نقره ساخت اين در را * چنان كه روى زر از رنگ شد به رنگ زرير
ز جود او در خيرات در جهان شد باز * زهى ستوده امير زهى خجسته وزير
ز شرم اين در سيمين شگفت مىنبود * كه سر به بوته خجلت فروبرد اكسير
همى ز بام رواق فلك بدين درگاه * رسد ز سين سلام ملك به گوش صفير