محمّد بن شجاع بلخى سؤالاتى كرد و گفت : يحيى بن اكثم او را براى پست قضاوت پيشنهاد كرده است . احمد گفت : ابن بلخى سزاوار قضاوت نمىباشد به علت اينكه او امانتدار خوبى نيست . عبد اللّه بن احمد بن حنبل گفت : ده روز قبل از فوت قوايرى شنيدم كه او مىگفت : ابن بلخى كافر است . من اين مطلب را براى اسماعيل قاضى نقل كردم او سكوت كرد ، عرض كردم آيا ابن بلخى با توجه به آنچه كه دربارهء او شايع شد كافر شده است . گفت : بله . زكريا بن يحيى ساجى مىگويد : ابن بلخى مردى دروغگوست ؛ وى در طريق بطلان حديث رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله حيله كرده است . ابن عدى مىگويد : ابن بلخى قايل به تشبه و از جاعلان حديث بود . ابو الفتح محمّد بن حسين ازدى حافظ مىگويد كه ابن بلخى دروغگو مىباشد و روايات او مورد اعتماد نيست و نبايد آنها را يادداشت كرد ، به علت اينكه وى عقيدهء خوبى نداشت ؛ او هميشه به خود رنگ ديندارى مىزد .
عدهاى از علما او را توثيق كردهاند ، از آن جمله ابو الحسن على بن صالح بود كه مىگفت : جدم برايم نقل مىكرد و مىگفت من از ابو عبد اللّه محمّد بن شجاع بلخى شنيدم كه مىگفت : مرا در اين خانه دفن كنيد كه من غير از اين خانه از مال دنيا چيز ديگرى ندارم ، من برايش هميشه ختم قرآن مىكردم « 1 » .
حلبى مىگويد : ابن بلخى داراى تأليفاتى است « 2 » .
ابن عماد مىنويسد : محمّد بن شجاع بلخى ، متروك الحديث است . او در هنگام مرگ نود سال داشت « 3 » . حاجى خليفه ، تأليفات محمّد بن شجاع بلخى را اينگونه نام مىبرد :
التجريد فى الفقه ، تصحيح الآثار ، كتاب الكفّارات ، النوادر فى الفروع كبير ، كتاب المضاربه ، كتاب الرد على المشتبه ، كتاب المناسك كه در 61 جلد است « 4 » .
سيوطى مىگويد : ابو العباس احمد بن طاهر مقرى ، محمّد بن شجاع بلخى را مرد زاهدى مىداند « 5 » . ابن جزرى مىنويسد : ابو عبد اللّه محمّد بن شجاع بلخى مردى فقيه و
هامش
( 1 ) - تهذيب الكمال ، ج 25 ، ص 362 ؛ الضعفاء و المتروكين ، ج 3 ، ص 70 .
( 2 ) - كشف الحثيث ، ص 379 .
( 3 ) - شذرات الذهب ، ج 3 ، ص 284 .
( 4 ) - كشف الظنون ، ج 6 ، ص 17 .
( 5 ) - طبقات المفسرين ، ص 108 .