املايى حديث مىكرد ؛ به همين دليل برخى از محققان او را وكيع خواندهاند « 1 » .
محمّد بن ابان بلخى مىگويد : من از زبان استادم عبد العزيز بن ابان 50 هزار حديث نوشتهام و در ادامه مىافزايد : من هشتاد هزار روايت جمعآورى كردهام « 2 » . مؤلف تهذيب التهذيب مىگويد : محمّد بن ابان بلخى محدّث ثقه است « 3 » .
ابو حاتم محمّد بن ادريس رازى مىگويد : محمّد بن ابان بلخى به زيارت حج مىرفت ، مدت كوتاهى در شهر رى اقامت گزيد و در اين مدت پدرم از او رواياتى را يادداشت مىكرد . وى رواياتش را از احمد بن سلمهء نيشابورى نقل مىكرد . من روزى از پدرم سؤال كردم نظر شما دربارهء روايات محمّد بن ابان چيست ؟
گفت : وى مردى ثقه و رواياتش نيز صحيح است « 4 » .
ابن حبّان مىگويد : محمّد بن ابان بلخى از سفيان بن عيينه و از وكيع بن جراح رواياتى را نقل كرده است و نيز عدهاى از محدّثان بلخ از او رواياتى را نقل كردهاند . اين مرد فاضل در بحث و مناظره روشى نيكو داشت « 5 » .
عمرو بن حماد مىگويد : من وارد كوفه شدم ، ابو بكر بن ابى شيبه به ديدارم آمد و از من پرسيد از محمّد بن ابان بلخى چه خبر دارى ؟
گفتم : وى از دنبال من مىآيد ، شايد در ميان راه باشد . او گفت : اى كاش آن مرد دانشمند مىآمد تا از وجود آن بزرگوار بهرهمند مىشديم « 6 » .
عمر رضا كحاله و خير الدين زركلى مىنويسند : ابو بكر محمّد بن ابان بلخى از جملهء حفاظ حديث بود . وى در اين علم صاحب تأليفاتى نيز هست ، ولى كسى از آنها آگاهى ندارد « 7 » . ذهبى مىگويد : محمّد بن ابان بلخى از حفّاظ صاحبنام بود ، و نيز به پدر علم حفظ شهرت داشت « 8 » .
هامش
( 1 ) - تهذيب الكمال ، ج 24 ، ص 298 ؛ فضايل بلخ ، ص 244 .
( 2 ) - فضايل بلخ ، ص 245 .
( 3 ) - تهذيب التهذيب ، ج 9 ، ص 3 .
( 4 ) - الجرح و التعديل ، ج 7 ، ص 200 .
( 5 ) - الثقات ، ج 9 ، ص 102 .
( 6 ) - سير اعلام النبلاء ، ج 11 ، ص 116 .
( 7 ) - الاعلام ، ج 6 ، ص 181 ؛ معجم المؤلفين ، ج 8 ، ص 190 .
( 8 ) - تذكرة الحفاظ ، ج 2 ، ص 499 .