وى در سال 226 ه . هنگام تشرّف به بيت اللّه الحرام در بين راه ، بيمار شد و به سوى دار البقا شتافت . اين روايت از او نقل شده است « 1 » :
ابو عثمان عفان بن مخلد بلخى قال : حدثنا وكيع ، قال : حدثنا ابو الاشهب عن قتادة .
قال : قال لقمان لإبنه : يا بنىّ اعتزل الشّر كما يعتزلك فانّ الشّر للشر خلق .
لقمان به فرزندش گفت : اى فرزندم از شر دورى كن ، همچنانكه از تو دورى مىكند .
شر ، شرارتآفرين است ( شر ، شر مىآورد ) .
[ 435 ] على بلخى
على بلخى از فلاسفهء عصر خويش بود و ابو بكر محمّد بن زكريّاى رازى افتخار شاگردى آن مرد بزرگ را داشت . به نقل از محمّد بن اسحاق نديم وى از مردم بلخ بود ، به سرزمينهاى دور و نزديك مسافرت كرد و علوم قديم و فلسفه را نيكو آموخت . شاگردش رازى گفته است : من كتابهاى بلخى را به قلم خودش كه در فنون و علوم مختلف به رشتهء تحرير درآورده بود ، ديدهام ولى كسى به اين كتابها دسترسى پيدا نكرد ؛ در عين حال ممكن است كتابهاى او در خراسان موجود باشد « 2 » .
[ 436 ] على بن ابى عمرو صيدلانى بلخى
ابو الحسن على بن ابى عمرو صيدلانى بلخى از راويان برجستهء بلخ بود . وى به نيشابور رفت و ساكن اين شهر شد . او از جمله استادان ابو حامد احمد بن محمّد بن ابراهيم مولقابادى بود و مولقابادى از او رواياتى را نقل كرده است « 3 » .
هامش
( 1 ) - تاريخ بغداد ، ج 12 ، ص 278 ؛ تاريخ الاسلام ، ذهبى ، حوادث سالهاى 221 - 230 ه . ، ص 278 .
( 2 ) - عيون الانباء ، ص 145 ؛ الفهرست ، ص 469 .
( 3 ) - تاريخ نيشابور ، المنتخب من السياق ، ص 98 .