حسين بن على جعفى و عبد الرزاق بن همام نقل كرده است . محدّثانى چون حسين و قاسم فرزندان اسماعيل محاملى ، محمّد بن مخلد عطار ، احمد بن محمّد بن اسماعيل سوطى و ديگران نيز از او رواياتى را نقل كردهاند . روايت زير از او نقل شده است : عن عبد الملك بن محمّد حبتر بلخى قال : حدثنا عبد الرّزاق ، أخبرنا معمر عن أيوب عن نافع ، عن ابن عمر قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله المؤمن يأكل فى معى واحد ، و الكافر يأكل فى سبعة أمعا « 1 » .
حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله فرمود : مؤمن فقط از راه حلال مىخورد ، امّا كافر از راههاى مختلف ؛ حلال و حرام برايش فرقى ندارد .
[ 390 ] عبد الملك نصيراى قندوزى
ابو نصر عبد الملك نصيرا در قندوز پا به عرصه وجود نهاد . برخى از مورّخان نصيرا را بدخشانى مىدانند . احتمال دارد كه نصيرا مدتى در بدخشان ساكن بوده است و اين نمىتواند دليلى بر بدخشان بودن او بوده باشد .
ابو نصر نصيرا در شعر و شاعرى تسلّط كامل داشت و ديوانى دارد كه شامل قصايد ، غزليات ، مثنويات و رباعيات است . او در اشعارش بيشتر از سبك قدما پيروى مىكرده ، مثلا در اين بيت از قصيدهء فرخى سيستانى تقليد كرده است « 2 » :
چو ابر بهارى و باد خزانى * شد از دست من روزگار جوانى
نه آزاده گوش از سرود مغنّى * نه رستم ز جام نبيذ مغانى
به ياد جوانى كنون نوحه دارم * دريغا جوانى دريغا جوانى
* * *
در گردش فلك دل خود سخت كردهايم * اين دانه را شكستگى از آسياب نيست
هامش
( 1 ) - تاريخ بغداد ، ج 10 ، ص 424 .
( 2 ) - دايرة المعارف آريانا ، ج 3 ، ص 557 .