قلى خان بود . وى منصب قضاوت شهر بلخ را برعهده داشت . پس از مدتى شهر بلخ را براى هميشه ترك گفت و ساكن اصفهان شد كه مورد احترام شاه عباس قرار گرفت . وى داراى تقوا و صلاح بود . ميرك بلخى معاصر صائب تبريزى نيز بود و صائب در جواب غزلهاى مشكل ميرك بلخى اشعارى سروده است . ميرك بلخى كه از شهرت خاصى برخوردار بود ممدوح اكثر شعراى عصر خود قرار گرفت . وى چهل سال در اصفهان زندگى كرد و سرانجام در سال 1061 ه . به ملاقات حق شتافت و در اصفهان به خاك سپرده شد .
در تذكرهء نصرآبادى آمده است : ملّا ميرك بلخى توفيق يافت مذهب شيعه اماميه را اختيار كند . اين مرد فاضل در اكثر علوم بهويژه در ادبيات عرب مثل صرف و نحو بىنظير بود . در تذكرة القبور آمده است كه وى در عصر سلطنت شاه عباس مىزيست و هميشه مورد تفقد و توجه شاه بود . او در كمال تقدس و پرهيزگارى بود .
محمّد طاهر نصرآبادى در تذكرهء خود مىنويسد : وقتى كه به خدمت سيّد ميرك بلخى مىرسيدم از او بهرهء علمى مىبردم . او در اواخر عمر به وسواس مبتلا شد ؛ مثلا روزى چند بار غسل مىكرد و از قضاى روزگار يكى از دفعات براى غسل كردن در حوض آبى كه فوقالعاده سرد بود فرو رفت و اين عمل سبب شد كه از شدت سرما دار فانى را وداع گويد . ابيات ذيل از ميرك بلخى است « 1 » .
نه ديده قطرهء خون از جگر برآورده * به ديدن تو دل از ديده سر برآورده
به دور ديده نه مژگان بود كه خار غمت * به پا خليده و از ديده سر برآورده
ز قد و چشم تو حيران صنع بىچونم * كه چون ز سرو تو ، بادامتر برآورده
پى نثار سگت ميركى ز ديده و دل * هزار دانهء لعل و گهر برآورده
* * *
دلا حريص مباش و به داده قانع شو * كه هرچه رفت قلم ، بيش و كم نخواهد داد
بيا و تجربه از سنگ آسيا برگير * كه آن دو سنگ دو سنگاند فرق چون افتاد
هامش
( 1 ) - تذكرة القبور ، ص 514 ؛ صبح گلشن ، ص 484 ؛ تذكرهء نصرآبادى ، ص 165 ؛ دايرة المعارف آريانا ، ج 3 ، ص 548 .