دار السياده مقابل ايوان حسام السلطنه آماده كرده بود دفن نمودند 21 .
كوتاه بودن عمر سپهسالار در حكومت ناحيه خراسان و خشنودى ناصر الدّين شاه پس از مرگ او 22 موجب اين شايعه بهويژه در نزد مشهدىها شد كه ناصر الدّين شاه سپهسالار را مسموم كرده است 23 . بعد از مرگ سپهسالار چون وى خويشاوند شاه محسوب مىگرديد و همسرش ماه تابان خانم قمر السلطنه دختر فتحعلى شاه بود ، به دستور ناصر الدّين شاه املاك و خانهاش ضبط ديوان دولتى شد 24 .
وى مانند اغلب رجال نامى عهد ناصرى تركيبى از چند شخصيت يا چند روحيه مختلف بود ، از جنبه اصلاحطلبى و تحول صورت ظاهر و اوضاع ديوانى مردى دلير و بىباك و فعال و مؤثر بود 25 . در سياست فردى آگاه بود ، ميلى به دادن امتيازات دولتى به نزديكان خود نداشت . در دادن درجات نظامى و امتيازات حكومتى ممسك بود . اگر اندك خيانتى مىديد به شدت تلافى مىكرد . سوءظنش تا به حدى بود كه اگر از كسى نزدش بدگويى نمىشد خود با تصور و خيالات او را طرف دشمنى خويش قرار مىداد . زياد بخشش نمىكرد ، اما در موقعى كه لازم بود دريغ نمىنمود . شايع بود كه در استانبول به حاجى ميرزا صفا سرسپرده است و با استاد غلامرضا شيشهگر در تهران رابطه دارد . بيشتر اين كارهايش براى شهرت بود و در باطن عقيده و مذاق عرفانى نداشت و ظاهر شرع را حفظ مىكرد . خط فارسى را بد ، ولى خوانا مىنوشت . از لغات جعلى استفاده مىكرد . فرانسه را غلط تلفظ و اشتباه مىنوشت ، زبان تركى را مىدانست . از حساب چيزى سردرنمىآورد . مردى بددهن و فحاش بود و از گفتن حرفهاى زشت و دشنام خوددارى نمىكرد 26 . تا زمانى كه صدراعظم بود رشوه نمىگرفت ، اما پس از عزل از صدارت وقتى كه دوباره سپهسالار شد تا هنگام مرگش نهايت حرص را به
مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي ) — صفحة 251
مساهمون: غلامرضا جلالى
ص٢٥١