به خوبى پيش رود . در اين سفر علاوه بر سپهسالار ، امين السلطان و تنى چند از شاهزادگان حضور داشتند 17 . سپهسالار پس از سفر فرنگ به كلى تغيير حالت داد خود مستقلا به امور سپاه و سپهسالارى و وزارت خارجه رسيدگى مىكرد . اداره امور خراسان و سيستان و استرآباد و . . . همگى جزء مشاغل او و احكامش در آن نواحى نافذ بود . و چون مرتبه صدارت داشت هرچه دلش مىخواست انجام مىداد 18 .
در سال بعد شروع به ساختن مسجد و مدرسه سپهسالار در تهران كرد و توانست آن را در سال 1297 ق به اتمام برساند 19 . در همين سال دوباره به خاطر نزديكى بسيار به عوامل روسيه در ايران و سعايت درباريان از سپهسالارى و امور لشكرى و وزارت خارجه بر كنار و به حكومت قزوين فرستاده شد . اما در آنجا نيز زياد دوام نياورد و به پيشكارى مستقل آذربايجان رفت تا وزارت مظفر الدّين ميرزا را انجام دهد 20 .
در سال 1298 ق به تعزيت الكساندر دوم و تهنيت الكساندر سوم امپراطور روسيه با هدايا و تحفههاى چشمگير به سفارت پطرزبورگ رفت ، پس از مراجعت از اين سفر به واسطه سوءظنى كه ناصر الدّين شاه نسبت به نزديكى وى به روسها پيدا كرده بود به ويژه به خاطر غرورى كه در اواخر عمر در او پيدا شده بود به گونهاى كه به دستورات شاه اعتنايى نمىكرد ، به حكومت ولايات خراسان و سيستان و توليت آستان قدس فرستاده شد و حكومت سمنان ، دامغان ، شاهرود و بسطام نيز ضميمه ايالت او گرديد . در هفتم شعبان 1298 ق بهسوى خراسان حركت كرد و در شب پنجم ذىالحجه به مشهد رسيد . چند ماه در ايالت خراسان مشغول بود و بسيار با مردم خوشرفتار بود . سرانجام در شب 21 ذىالحجه همين سال در سن پنجاه و هفتسالگى در ارگ مشهد براثر ناراحتى قلبى كه داشت فوت كرد . جسدش را در مقبرهاى كه خود قبلا در مغرب
مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: غلامرضا جلالى
ص٢٥٠