تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
جواهرات پادشاهى را در اختيار او نهد . شاهرخ هم به ميرزا سيد محمد نامه نوشت و در آن خود را طفلى يتيم خواند و از او خواست به مشهد رفته و وى را تحت حمايت خود گيرد . ميرزا سيد محمد به طرفداران خود اعلام كرد كه او قصد سلطنت كردن ندارد و بايد لوازم پادشاهى را به شاهرخ برساند . از طرفى از خانواده خود كه در مشهد و در اختيار شاهرخ بودند نيز نگران بود . ميرزا سيد محمد آنچه در اختيارش بود بر نه‌هزار استر و شتر نهاد و از راه يزد و كوير روانه مشهد شد . اما از همان آغاز بين او و شاهرخ بىاعتمادى وجود داشت و شاهرخ كوشيد چندبار ميرزا را به قتل رساند . حتى قبل از رسيدن سيد محمد افرادى فرستاد تا وى را بكشند اما موفق به اين كار نشد . در همين اوضاع احمد خان درانى هم كه پس از مرگ نادر شاه به قندهار رفته بود ، از آنجا تا هرات را تحت كنترل خود گرفته و پسر خود را بر هرات حاكم كرده بود . در غرب ايران هم ابو الفتح خان بختيارى اصفهان را در دست داشت و قاجارها در شمال كشور دست به ناآرامى زده بودند . كرمانشاه و آذربايجان هم ناآرام بود . شاهرخ كه ابتدا مىخواست ميرزا سيد محمد را از ميان بردارد سردارانى را به قتل وى اعزام كرد اما آنها به رهبرى امير علم خان خزيمه از ميرزا سيد محمد خواستند تا شاهرخ را عزل كند . آنها سرانجام سيد محمد را كه در 20 محرم 1163 ق وارد مشهد شده بود در 5 صفر 1163 ق با عنوان شاه سليمانى ثانى به حكومت برداشتند . شاهرخ عزل و تحت نظر گرفته شد 9 . منابع طرفدار ميرزا سيد محمد مثل زبور آل داود اثر پسرش هاشم ميرزا و مجمع التواريخ اثر نواده‌اش خليل ميرزا در همه جا نوشته‌اند كه وى علاقه‌اى براى به دستگيرى حكومت نداشته است . اما منابع ديگر و از جمله طبيب نادر شاه مىنويسد : ميرزا سيد محمد به عنوان مجتهدى اسلامى در محكمه خود به امور تجارى و ارتباطى مسلمانان رسيدگى مىكرد . پس از اينكه شاهرخ