سلطان حسين كه براى گردآورى سپاه و نجات اصفهان از دست افاغنه به قزوين رفته و در آنجا خود را شاه خوانده بود ، ميرزا سيد محمد را به حضور خواند . از آن به بعد ميرزا همراه شاهطهماسب بود .
وقتى طهماسب در سال 1139 ق تصميم گرفت به خراسان لشكركشى كند و مشهد را از چنگ ملك محمود سيستانى درآورد حرم خود را به ميرزا سيد محمد سپرد . پس از اخراج افاغنه از اصفهان ، شاهطهماسب وى را به درگاه خويش خواند و خواهر خود را كه « جان بيگم » نام داشت به ازدواج او درآورد . پس از اينكه نادر شاه در 1145 ق . شاهطهماسب را از پادشاهى خلع كرد ، ميرزا سيد محمد مجبور شد با اهل حرم پدرزن خود به مشهد برود . از اين شهر به سارى و مازندران و پس از يك سال به سمنان رفت . نادر شاه پس از جلوس بر تخت در دشت مغان ( 1148 ق ) ميرزا را به اصفهان فرستاد .
مادر ميرزا سيد محمد كه به برادرش شاهطهماسب علاقه وافرى داشت از فرزند خود جدا شد و با شاهطهماسب به سبزوار رفت و پس از قتل شاهطهماسب بدست فرزند نادر در 1151 ه . ق به اصفهان برگشت 3 .
ميرزا سيد محمد در اين سالهاى آشفتگى و دربهدرى از آموختن علوم دينى ، رياضى ، نجوم ، تحرير و سياق غافل نماند و به واسطه استعدادى كه داشت در اين زمينهها متبحر و مورد توجه طرفداران حكومت صفوى واقع شد . همين امر باعث شد شاهطهماسب همواره از جانب او به عنوان يكى از كسانى كه ممكن است ادعاى حكومت كند احساس نگرانى نمايد . نادر شاه هم كه از بازماندگان صفويه مىهراسيد همواره درباره او مىگفت ميرزا سيد محمد پادشاهى بىافسر است . بدين واسطه بود كه نادر شاه پس از بازگشت از هندوستان ( 1153 ق ) وى و مادرش را از اصفهان نزد خود خواند تا منصب صدارت كل ممالك ايران و توليت حرم مطهر حضرت رضا عليه السّلام را به دو سپرده و از اين طريق وى را تحت كنترل خود
مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: غلامرضا جلالى
ص١٦٨