او شوريدند وى ميرزا سيد محمد را با خود به سركوبى آنها برد . همچنين او را با خود به غرب كشور برد تا شورش برادر خود ابراهيم ميرزا را فرونشاند .
اين امر نشانگر نگرانى عادل شاه نسبت به ميرزا سيد محمد است . بههرحال عادل شاه ، ميرزا را به مقام صدارت برداشت و روانه شد . ابتدا در مازندران و استرآباد قاجارها را منهزم كرد 7 .
سپس به جنگ با برادر كه خود را ابراهيم شاه خوانده بود شتافت ، اما شكست در سپاهش افتاد . ميرزا سيد محمد از سوى ابراهيم شاه به گرمى پذيرفته شد و پنج هزار نيرو در اختيارش قرار گرفت تا به قم رفته و سد رودخانه شهر را كه هرساله طغيان رود آن باعث خرابى صحن حرم حضرت معصومه عليها السّلام و ديگر ساختمانها بود و نيز مقرنسكارى قبه مطهره و ارگ شهر را تعمير و بازسازى كند . پس از دو ماه ابراهيم شاه خود به قم وارد شد و عادل شاه كور را همراه حرم و جواهرخانه و خزانه و اسباب شاهى را به ميرزا سيد محمد سپرد . در اين هنگام امراى خراسان با شنيدن خبر شكست و كور شدن عليشاه ، شاهرخ ميرزا نواده نادر را به حكومت برداشته بودند .
ابراهيم شاه مجبور شد خود براى جنگ با شاهرخ اقدام كند و چون سپاهش قبل از درگيرى در سمنان از هم گسيخت به قم بازگشت . اينبار ميرزا سيد محمّد ، ابراهيم شاه را به شهر راه نداد و از او خواست افاغنه و ازبكها را كه مايه ناامنى بودند از خود دور كند تا اجازه ورود به او بدهد . در نبود ابراهيم شاه هم افاغنه و ازبكها ناامنىهاى زيادى را در شهر پديد آورده بودند و ميرزا سيد محمد مجبور شده بود با آنها نبرد كند .
توانايى او در اين امر باعث شد بزرگان قزلباش و ترك و لر به وى پيشنهاد دهند كه براى بدست گرفتن سلطنت ايران اقدام كند اما بنا به عللى كه دقيقا دانسته نيست ميرزا سيد محمد به شاهزخنامه نوشت و او را از وضع ابراهيم شاه باخبر ساخت و از او خواست دستور دهد تا هرطور شاهرخ مىخواهد لوازم و
مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي ) — صفحة 170
مساهمون: غلامرضا جلالى
ص١٧٠