تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
چند با تحقير در ويرانه‌ى ما بنگريد * روزگارى بود كاين ويرانه هم آباد بود ديدى آخر خرمن هستى خسرو را بسوخت * شعله آهى كاندر سينه فرهاد بود ياد ايام جوانى آتشم بر جان زند * كاشكى آن صفحه‌ها ، كمتر مرا در ياد بود
دستگيرى كن ز پا افتادگان عشق را * خاصه بدبختى كه دانى كشته بيداد بود خدمت دل كن اگر گنج بقا خواهى كه سود * بود شاگردى كه او خدمتگر استاد بود حاليه محروم از بندم چو مىشد گر ز بخت * آشيانم گلشن اندر معبر صياد بود ؟ « 1 »
رسول سعيدىزاده
هامش
( 1 ) - احمد گلچين معانى : پيشين / 615 - 616 .