خانوادهى كاسب و فاضل در مشهد متولد شد . « 1 » در دوران جوانى با علوم ادب و نيز فقه و فلسفه آشنا شد و چون در زمينهى شعر استعداد درخشانى داشت ، شاعرى پيشه كرد و از آنجا كه نسبش به احمد صبورى كاشانى مىرسيد ، « صبورى » تخلص كرد و به تشويق ابو نصر فتح اللّه خان شيبانى صاحب كتابهاى « گنج گهر » و « درج درر » به تكميل فنون شعرى پرداخت و سبك خراسانى را در شعر انتخاب نمود . « 2 »
پس از مرگ ميناى تربتى در سال 1284 ه . ق مؤتمن السلطنه ، پيشكار دارايى ، در زمان استاندارى جلال الدوله ، وى را در سال 1294 ه . ق به پيشنهاد ميرزا سعيد خان نايبالتوليه آستان قدس رضوى ، از طرف ناصر الدّين شاه قاجار به ملكالشعرايى آستان قدس برگزيد . « 3 »
ديوان ملكالشعراى صبورى دوازده هزار بيت است و سال 1342 ه . ش به همت فرزند كوچكش محمد ملكزاده به چاپ رسيد . « 4 »
مرحوم صبورى بعد از پشيمانى از ثناگويى ارباب جاه و مقام دنيوى ، اين ابيات را سروده است :
هرچه گفتم ز مدحت و ز غزل * روسياهى براى ديوان بود
بجز از مدح آل پيغمبر * هرچه گفتم تمام هذيان بود
شب اگر مدح ناكسى گفتم * روز ، طبعم از آن پريشان بود
هركه را گفتم اين فرشته بود * چون بديدم بتر ز شيطان بود
بود ديوى ربوده خاتم جم * هركه پنداشتم سليمان بود
سيرتش بود كافر مطلق * هركه را صورت مسلمان بود
كوه با آن شكوه را ديدم * سنگ بىارزشش به دامان بود
هامش
( 1 ) - عبد الرفيع حقيقت : فرهنگ شاعران زبان پارسى / 343 .
( 2 ) - على اكبر گلشن آزادى : پيشين / 347 .
( 3 ) - عبد الرفيع حقيقت : پيشين / 344 .
( 4 ) - على اكبر گلشن آزادى : پيشين / 348 .