مىخواستند و او را تا مىتوانستند با مشت و لگد و چوب مىزدند و تمام اعضاى او را از شدت ضرب كبود و مجروح مىكردند . بارى مجموع اين صفات و حالات عجيب متناقض مجتمع در شخص او مصحوب با فضل سرشار و اطلاع وسيع او از علوم متداوله وقت از حكمت و فلسفه و كلام و فقه و حديث و تفسير و آراء و مقالات و غيرها و ذهن تند فروزان او و حافظه خارقالعادهاش و شدت ولع او به خوض در مباحث حكمى و كلامى و مذهبى و جدال و نزاع در امثال اينگونه مسايل به اندازهى صحبت و مجالست او را مطبوع كرده بود كه شخص هيچوقت به اختيار نمىخواست از او جدا شود و دوستداران فضل و كمال و ارباب ذوق و حال صحبت او را به جانودل خريدار بودند و با يكديگر در اين باب مسابقه مىنمودند و بدخلقىها و تندى لهجه او را براى تمتّع از مجالست او با كمال تسليم تحمل مىكردند » . « 1 »
وجه شهرت او به « صاحب الزمانى » به اين دليل بوده است كه وى در اوايل جوانى در يكى از سفرهايش به تحريك شيخ احمد كرمانى در حدود همدان يا كرمانشاه ادعا كرده بود كه صاحب الزمان موعود شيعه ، اوست و چون علاوه بر اينكه سيد بود خوشتيپ و خوشصورت و ريش سياهرنگ و عمامه ژوليده سياه كه روىهمرفته بسيار شبيه به شمايل خيالى كه نقاشان از بعضى ائمّه ترسيم نمودهاند ، بود .
ازاينرو گروهى زياد از اهالى قصبات و اكراد و الوات آن نواحى به او گرويده بودند و به مجرد انتشار اين خبر و وصول آن به گوش حاكمان وقت ، وى با شيخ احمد كرمانى به دستور حاكمان توقيف و به تهران انتقال داده شدند .
شيخ احمد كرمانى به دليل شكنجه و بيمارى در زندان درگذشت . « 2 » ولى سيد حسن به خاطر اينكه جوانى بىتجربه بود و علاوه بر قرابتى كه با ميرزا احمد خان مشير السلطنه داشت با وساطت او
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - همان .