اين بيمارى و سنگينى گوش او را به انزوا كشيد ولى از مهربانىهاى شاه بىبهره نماند .
انشاء وى زيبا و نگارشش دلنشين است ، شعر نيكو مىسرايد و از دانشهاى عصر خود اطلاعى داشت .
در وصف كتاب خود « آداب ناصرى » گويد :
پرور شد اين كتاب چه از تازى و درى * در فيض عام گشت چو خورشيد خاورى
مطبوع طبع خسرو صاحبقران فتاد * يعنى كه گشت شهره به آداب ناصرى
و نيز در پايان كتاب گويد :
هزار و سيصد و سه بد ز هجرت * كه پنجاه و يك از ما شد ز فطرت
بر آن بودم كه گر يابم مجالى * بقاى نام را بندم خيالى
بزر ديدم توان كردن سرانجام * ز اعمال نكو نيكوئى نام
قضا را همچنان عمرم بسر شد * كز اول روز كف محتاجتر شد
بقاى نام را بيچاره ماندم * چه زر در كف نبودم دُر فشاندم
او راست « آداب ناصرى » كه به سال 1303 تأليف شده است .
خليلى درويش خليل اصفهانى
بيشتر شعرش در فضائل و مناقب حضرات معصومين عليهم السلام گفته شده با تخلص « خليلى » . قصيدهاى بس طولانى به سال 1145 در مدح و منقبت حضرت امام رضا عليه السلام سروده كه در پايان آن گويد :
بزرگوار خدايا به آن امام شهيد * كه او بغربت غم جام زهر را نوشيد
بغربت و بغريبى مقام و منزل كرد * بكام خويشتن او زهر غصه داخل كرد
به حق آن دو لب نازنين زهرآلود * كه جام زهر جفا را چه شهد مىپالود
كه بگذر از سر عصيان امتان رسول * صحيفهء عمل جمله را بكن تو قبول