چاى سحرم چون متعفن شده آبى * ناهار يكى داستر و دستر كله دوشم
گر بخت مساعد شد و زين دهكده رفتم * زين پس رخ من خاك در باده فروشم
خواجوئى ابو القاسم خواجوئى
فارسى را نيكو مىنوشت و داراى فضل و مطلع بر بعضى دانشهاى عصر خود بود ، كتابى دارد بنام « تحفة الم » . از اوست :
ستايش سزاوار ذاتى كه هست * بر قدرتش آسمان چيز پست
خداوند خلاق انسان و جان * كه افلاك و انجم همه صنع آن
خداوند صنعتگر آب و خاك * روانبخش اجسام اجرام پاك
خداوند انوار و عقل أثير * خداوند كيوان و بهرام و تير
خداوند خورشيد و ناهيد و ماه * خداوند گردون و اين ناوگاه
پس از حمد ايزد درود و ثنا * بود لايق خاتم انبيا
حبيب خدا رهنماى امم * كريم السجايا حميد الشيم
دگر درخور جانشين رسول * كه بودش نبى عم و زوج بتول
پس آنگه امامان شرع انتساب * ز نسل جناب ولايت مآب
خوانسارى ميرزا محمود فرزند عبد العظيم موسوى خوانسارى
دانشمند فقيه اديب فاضل ، در اصفهان و نجف اشرف علم بيندوخت و به خوانسار بازگشت ، در تربيت طلاب همت مىگماشت و به تدريس و ارشاد مىپرداخت ، به عربى و فارسى با شوخطبعى شعر مىگفت ، مؤلفات چندى در فقه دارد ، به سال 1315 در خوانسار درگذشت .