خفائى ميرزا حسن فرزند على طبيب طهرانى ، لسان الأطباء
در طهران اقامت داشت و بيشتر اشتغالش به پزشكى ، در ادبيات ماهر و داراى انشاء نيكو و شعر خوب با تخلص « خفائى » يا « حكيم » ، لقب « لسان الأطباء » را به خود مىداد .
كتابهاى « زبدة التجارب » و « شرح قصيده فخر القضاة رازى » از تأليفات وى و جنگى به سالهاى 1279 - 1311 گرد آورده است .
در مطلع قطعهاى گويد :
تا به حق روى نياز و دلريش آورديم * لعل نوشينش بلب بىغم نيش آورديم
خلخالى
سيد ابو القاسم فرزند محمد مهدى موسوى خلخالى
فاضلى است كه شعر را نيكو مىسرود . دو بيت از دو قصيده در سوگ برادرش را به سال 1313 در مجموعهاى نوشته بود :
زخم من از پند ناصح كى شود مرهمپذير * زخم در دل داشتن مشكلتر از هر جاستى
* * *
رفتى خيالت ماند در دل * چنان كز كاروان آتش به منزل
خلخالى
سيد زكى فرزند عبد الباقى فرزند محمد زكى حسينى خلخالى
از شاعران سدهء سيزدهم ، چندى در نجف اشرف اقامت داشت و از استادان دانشور حوزه بهرههاى علمى مىبرد ، گويا از شاگردان سيد محمد مهدى بحر العلوم نجفى بود كه ارجوزهء فقهى وى « الدرة النجفية » را به نظم ترجمه كرده است . شعرش نيكو احتمالا با تخلص « فرهنگ » و نثرش استوار مىباشد .