و ادبى اشتغال ورزيد ، داراى خطى خوش و انشائى نيكو بود ، بيشتر شعرش را دربارهء معصومين عليهم السلام مىسرود با تخلص « ثريا » و گاهى « مجد » . تا سال 1312 زنده بود .
از او است :
به خاك پاى نكويان مراست روى نياز * بكيش اهل دل اينگونه واجبست نماز
ز هر دو كون ترا بىنياز گرداند * براستى كنى ار سوى دوست روى نياز
كند چو يار حجازى عراق را آهنگ * مخالف است كس ار رو كند بسوى حجاز
ز خواجگان جهان چشم بندگى دارم * بيمن عاطفت خواجگان بندهنواز
چو باز ديده فروبستم از همه عالم * برويت اى شه خوبان چو ديده كردم باز
حديث عشق نشايد بدل نهفت بلى * نمىتوان همهكس را گرفت محرم راز
مرا ملامت از عشق تست بىحاصل * سبكتكين نكند ترك دوستى اياز
شب فراق تو بنمود رو بكوتاهى * غروب كرد مرا آفتاب عمر دراز
رقيب گرد تو پروانهوار گشت و چو شمع * گذشت عمر ( ثريا ) همه به سوز و گداز
ثمر ميرزا حسين فرزند محمد على انصارى اصفهانى
اديب اريب ، منشى مورخ ، داراى آثارى بسيار به نظم و نثر ، واقف به بعضى از زبانهاى اروپائى ، بعضى از مجلدات كتابش « تاريخ جنگ شرق اقصى » را به سال 1329 بپايان برد .
جائسى سيد عبد اللّه رضوى جائسى هندى
اديب فاضل ، به فارسى و اردو شعر مىگفت ، قصيدهاى در سوگ امير سرهنرى منكمرى در سال 1274 سروده است .