كسب نور از خور كند مه خور ز ماه روى او * كسب او كسبى دگر وين اكتسابى ديگر است
مستم از چشم خمارش گو بمستان اى صبا * شرح مستى من گو كاين شرابى ديگر است
دوش با شوريدهاى در محفل جانان شدم * ديدم آنجا نغمهء چنگ و ربابى ديگر است
گو به پير عقل گر ميل جوانى باشدت * ساعتى با او نشين كاين هم شبابى ديگر است
بر مكارم دى اگر بوسى عطا كردى نگار * ده وصالش جان چون اين هم ثوابى ديگر است
بروجردى
شيخ عبد اللّه فرزند نوروز على بروجردى
از شاعران سدهء سيزدهم ، داراى اطلاع در حديث و تاريخ و دانشهاى دينى ، دو كتاب « تنبيه المغرورين » و « سرور الشيعة » را از او ديدهام .
اين رباعى از او است :
بشنو ز گذشتگان ترا گر گوشى است * مىگير عزاى خود به سر گر هوشى است
امروز به دوش تو است تابوت كسان * فرداست كه تابوت تو هم بر دوشى است
بسطامى
شيخ عبد الحسين فرزند عبد اللّه بسطامى
عالم فاضل ، به فارسى و عربى شعر مىگفت ولى شعرش به هر دو زبان سست ، ديوان شعرى دارد و بسال 1337 زنده بود .