تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
ذكر ما جز باده و ميخانه نيست * اى خوشا پيمانهء سرشار ما ذوق شوق من به ساقى مىكشد * ساده‌رو باشد گر اين عيار ما ذاهب كوى مغانم ارمغان * نيم‌جانم هست كو دلدار ما ذق من الخمر انه خمر الفراق * ( اظهر ) اى يار نكو كردار ما

افتخارى ميرزا على اكبر حكيم افتخارى سبزوارى

اصلا از سبزوار و در شيراز سكونت داشت ، عالم فاضل و به طب اشتغال مىنمود ، كتابهائى را به خط خود در سال 1086 نوشته است . از اوست :
اى رحمت تو روح مرا سرمايه * وز ذات تو يافت جسم من پيرايه من از تو جدا نيم چو شمع از پرتو * تو دور نه‌اى ز من چو نور از سايه
و نيز گويد :
يا رب چو من امروز تباهى نبود * عصيان‌زدهء نامه سياهى نبود هرچند گناه من گرانست چو كوه * در جنب تفضل تو كاهى نبود

افجه‌اى سيد جلال الدّين فرزند غياث الدّين حسينى افجه‌اى

عالم اديب ، به فارسى و عربى شعر مىسرود ، مجموعه‌اى به سال 1238 نوشته و در آن پاره‌اى از شعرش را به دو زبان آورده است .

اقبال ميرزا محمد حسين فرزند محمد حسن همدانى

اصلا از « نور » مازندران و در همدان سكونت داشت ، اديب فاضل دانشمند ، از شاعران