بذات توست عروض همه صنوف فيوضات * ز ذات تو همه ذرات ما سوى شده مشتق
پر از جواهر احسان تمام صفحهء امكان * كف بحار فعالت إذا افاض و أنفق
بجوف قطرهء احسان دو صد كرور چه طوفان * غريق عالم امكان إذا احاط و أغرق
پر از كرايم اخلاق گشته عرصهء آفاق * جمال شمس مثالت إذا أضاء و أشرق
نه اسم تو است كه از اسم ايزد است مولّد * نه رسم تو است كه با رسم أحمد است ملفق
ز بهر مكنسه مطبخ تو گشته مقرر * طباق ارض و تمامى نه رواق مطبق
يقين كه مكنسه مطبخ تو كلبه دنياست * جمار نجم از آن بر تلال گشته مفرق
ز بس منيعى و ميمون تو اى هماى همايون * بأوج قرب حق ازهرجهت مماس ملصق
ز بس بليغى و اعلم ز بس فصيحى و افهم * بنزد عقل سكوت است در مديح تو أوفق
ز شرح مدح كمين رتبهء مراتب ذاتت * لسان عشق شده شق بسان دانه فستق
ز قال آمده لال ز قيل گشته كليل * دو صد هزار كرور افصح از صواحب عمعق
شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: السيد أحمد الحسيني الاشكوري
ص٢١٥