تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣

منزوى على اكبر منزوى ، حزين

عارف شاعر ، لقبش « حزين » و « منزوى » تخلص داشت ، بعضى از اشعارش را در سال 1338 نوشته است . در مناجات گويد :
از گنهكارى هلاكم اى خدا * رحم كن يك‌مشت خاكم اى خدا من ندارم طاقت نار جحيم * بگذر از جرمم توئى رب رحيم يا ربا بگذر سيه‌رو بنده‌ام * عاصيم عاصى بسى شرمنده‌ام شرم دارم گويمت بگذر گنه * اين من و اين جرم و اين روى سيه كى بگويم من عبادت كرده‌ام * مجرمم مجرم خيانت كرده‌ام يا الهى رحم بر روى سياه * هم ترحم كن به اين حال تباه اى خدا چون بنده‌اى شرمنده‌ام * بگذر از جرمم كه من درمانده‌ام از غلطهايم گذر دستم بگير * شرمسارم باريا عذرم پذير روسياهى دارم از عصيان خويش * سرفكنده گشتم از طغيان خويش با همه باشد اميدم بس دراز * درگه حى غفور كارساز ( منزوى ) بس ابتهال از سرگذشت * آه جانسوزت ز بحر و بر گذشت مختصر ساز اى ظلوم و اى جهول * دست زن بر دامن آل رسول

موسوى

سيد حسين فرزند رضا موسوى كرد محله‌اى

شعر بسيار سروده است با تخلص « موسوى » ، بيشتر شعرهايش سست و به مدايح و مراثى حضرات معصومين عليهم السلام اختصاص دارد ، گويا به وعظ و ارشاد اشتغال