هركه نه در طلب اين آب است * زاتش روز جزا در تاب است
آب نه آتش نخل است و كليم * به اميد من است اينجا مقيم
نى درختى است همه درد ثمر * آبها خورده ز خوناب جگر
مدتى خون دل از غم خوردم * تا كنونش بثمر آوردم
ثمرش گاه بود لؤلؤ صاف * گاه ياقوت به او گشته مضاف
هرچه زانها به نظر مىبايد * صاف از نرگس تر مىبايد
اينچنين دانه كه مانندش نيست * درة التاج رسول مدنى است
اين سرشك غم آن تشنهلب است * كه علىطينت و زهرانسب است
قرة العين شه بدر و حنين * گلبن گلشن اعزاز حسين
نادر ميرزا اسد اللّه فرزند عبد الغفار اشرفى مازندرانى
در فلسفه و كلام متبحر و در اديان و عقايد پراطلاع ، نگارشش نيكو و شعرش بلندپايه ، داراى جايگاهى و الا نزد عالمان برجسته روزگار خود . « رياض الأخبار » و « عبرة الناظرين و استبصار المستبصرين » و « خصائل الملوك » از تأليفات او است و كتاب اخير را به سال 1255 نگاشته است .
ناطق
ميرزا صادق كرمانى ، ناطق
در نظم تاريخ استاد و در دانشهاى دينى ماهر ، از شاعران اوايل سدهء سيزدهم ، در سوگ ملا عبد الجليل كرمانشاهى قصيدهاى سروده و تاريخ درگذشت وى را ( 1219 ) در چند مصرع يافته است كه گوياى قدرت تاريخسازى وى مىباشد . گويد :
آه كز جور و جفاى آسمان پرركيد * واه كز دور و قضاى روزگار پرركين