تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
از اشعار وى :
كشتهء عشق ار شوى زنده شوى * تا ابد باقى و پاينده شوى عشق‌بازى را شعارى ديگر است * رسم او رسم ديارى ديگر است بىسبب با دوستداران دشمن است * دشمنى او همى تا كشتن است كشتگان خويش را شد دوستدار * گر كشد عشق اى خوشا آن اعتبار اين بود آئين عشق اى كيش عشق * چاره جز مردن نباشد پيش عشق هم نهان دارد به مردن زندگى * هم خداوندى نهان در بندگى عشق اگر ميراندت رو زنده باش * ور خداوندى نخواهى بنده باش

كازرونى

حكيم ابو القاسم فرزند ابو حامد انصارى كازرونى

دانشمندى است فاضل ، عارفى است آشنا با فلسفه و علوم عقلى ، از دانشمندان اوايل سدهء يازدهم ، نثرش نيكو و تأليفاتش سودمند مىباشد چون « سلم السماوات » و « خطاب الغائبين » . در وصف بعضى از كتابهايش گويد :
شدند اهل سخن اما سخن ماند * نباشد از سخن به يادگارى غرض زين جمع و زين تأليف آنست * كه گيرم از فراموشان شمارى آريم ياران را از آن پيش ؟ * كه بعد از ما بماند روزگارى
كازرونى

مولانا عبد اللطيف كازرونى

از شاعران سدهء يازدهم يا دوازدهم ، بسيارى از فضائل مولا امير المؤمنين عليه السلام را بنظم كشيده ، در ترجمه حديث « انى تارك فيكم الثقلين » گويد :
شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 183 | السيد أحمد الحسيني الاشكوري