تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
در مدح مولا امير المؤمنين عليه السلام گويد :
نه هر برقى دليل ابر و آب است * نه هر گرمى نشان آفتاب است نه هر برگى شميم سنبل آرد * نه هر بادى وزد بوى گل آرد نه هر جنبش نسيم نو بهار است * نه هر گل آب و رنگ شاخسار است نه هر بوئى عبير دل‌ستان است * نه هرجا سبزه خيزد بوستان است نه هر لاله كه رويد رنگ باغ است * نه هر آتش كه افروزد چراغ است نه هر بانگى نواى عندليب است * نه هركس دست كس گيرد طبيب است نه بر منبر هرآن‌كس رفت و بنشست * روا باشد زدن بر دست او دست نه هركس دعوى ما و منى كرد * تواند طالب حق را غنى كرد كسى بايد در اين ره جست و چالاك * كه همسر باشد او را شاه لولاك هميشه با پيمبر راز گويد * گهى ز انجام گه از آغاز گويد به چشمش شاهد معنى نمايند * هزاران باب بر رويش گشايند بود مرآت حق لوح جبينش * چراغ راه حق در آستينش ز لوح دانش حق نكته خواند * جواب هر سؤالى را تواند به غير راه حق راهى نپويد * همه از حق بگويد هرچه گويد دل از نقش غرضها كرده ساده * هوسها را همه بر در نهاده
قمى

ملا محمد على فرزند محمد رشيد قمى

صوفى اديب نيكونگارش ، مدعى مراقبات و سير و سلوك و اينكه در مراقبه‌اى لقب « لسان العارفين » به دو داده‌اند ، اخبارى مسلك و از مريدان ميرزا محمد اخبارى نيشابورى بود ، به علوم غريبه اشتغال مىورزيد با اعتراف به اينكه از حدود شريعت بيرون مىباشد ، كتاب « گرداب عميق » از اوست .