تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
و نيز گويد :
اى عهد شكسته وفا داده بباد * از دست تو داد مادر همه شير بىوفائى به تو داد * از بهرچه داد خود گفته بُدى كه بىوفائى نكن * اى عهدشكن آخر تو چنان شدى كه كس چون تو مباد * لعنت به تو باد

كربلائى شيخ حسين قزوينى تبريزى كربلائى

عالم اديب منشى ، عارف صوفى بر طريقه عبد اللهى ، داراى جايگاهى برجسته نزد علما و دانشمندان ، در دمشق سكونت داشت ، كتاب « روضات الجنان » را به سال 975 پرداخت . بر مزار اسامة بن زيد ثقفى گفت :
شهيد قله عرفان اسامه غازى * كه قاف قرب ورا مسكن است و منزلگاه سرى ز روى ارادت بر آستانش نه * هرآنچه مىطلبى از جناب او مىخواه

كرمانشاهى ملا محمد على واعظ كرمانشاهى

اصلا كرمانشاهى و سالها عمر را در غربت سپرى كرد ، واعظ اديب شاعر ، دو كتاب « نجاة السالكين » و « سفينة النجاة » از اوست و دومين را به سال 1285 پرداخته است . او راست :
بنام آنكه گشته فرد و يكتا * دوعالم گشته از فيضش هويدا حريم كبريائى خلوت اوست * رخ خوبان نماى طلعت اوست جمالش آفتاب هر دو عالم * دوعالم از ظهورش قطره‌يم جمال آن وجود عالم‌آرا * بود از باطن هر ذره پيدا