و نيز گويد :
اى عهد شكسته وفا داده بباد * از دست تو داد
مادر همه شير بىوفائى به تو داد * از بهرچه داد
خود گفته بُدى كه بىوفائى نكن * اى عهدشكن
آخر تو چنان شدى كه كس چون تو مباد * لعنت به تو باد
كربلائى شيخ حسين قزوينى تبريزى كربلائى
عالم اديب منشى ، عارف صوفى بر طريقه عبد اللهى ، داراى جايگاهى برجسته نزد علما و دانشمندان ، در دمشق سكونت داشت ، كتاب « روضات الجنان » را به سال 975 پرداخت .
بر مزار اسامة بن زيد ثقفى گفت :
شهيد قله عرفان اسامه غازى * كه قاف قرب ورا مسكن است و منزلگاه
سرى ز روى ارادت بر آستانش نه * هرآنچه مىطلبى از جناب او مىخواه
كرمانشاهى ملا محمد على واعظ كرمانشاهى
اصلا كرمانشاهى و سالها عمر را در غربت سپرى كرد ، واعظ اديب شاعر ، دو كتاب « نجاة السالكين » و « سفينة النجاة » از اوست و دومين را به سال 1285 پرداخته است .
او راست :
بنام آنكه گشته فرد و يكتا * دوعالم گشته از فيضش هويدا
حريم كبريائى خلوت اوست * رخ خوبان نماى طلعت اوست
جمالش آفتاب هر دو عالم * دوعالم از ظهورش قطرهيم
جمال آن وجود عالمآرا * بود از باطن هر ذره پيدا