تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
شد بكام كام جويانش چو شهد انگبين * برد از دلها قرار انسان كه شد مفطور طور عاقبت از خونشان كردى سر انگشتان خضاب * بستد از جمشيد ملك و برد از شاپور پور هركه ديرين شد بچشمش سرمهء ديدار او * ساختش آخر بسان طاير شبكور كور منهزم كرد از خيانت لشكر ملك حيات * تا بر او رنگ عزيمت ساختى مقصور صور برد در خاك مذلت پادشاهان سرير * زد ز جورش پا بفرق تربت فغفور فور خنده زد در ماتم دارا و كيكاوس و جم * داد جا بر گور بهرام آن حريص گور گور همت پير خرد را همتى تا افكنيم * دنيوى دلق كهن را در خور مقدور دور حاليا ( عاشق ) بسوى دوست دستى باز كن * كاندر اقليم عطايش نيست جز مثبور بور

عاصى

شيخ حسين بن عبد العلى كرمانى ، مؤمن

در كرمان چشم بدين جهان گشود و در طهران تربيت يافت و در يزد اقامت گزيد ، از محضر شيخ احمد احسائى علم بيندوخت و به وعظ اشتغال ورزيد ، كتابهايش مجالسى است براى واعظان و سخنگويان و بعضى از آنها گرد آورده شده از سخنان وى در مسجد گوهرشاد - مشهد مقدس بسالهاى 1300 - 1306 مىباشد .
شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 159 | السيد أحمد الحسيني الاشكوري