طاير
سيد محمد فرزند سعيد موسوى گلپايگانى
اديب شاعر با تخلص « طاير » ، در تقريض كتاب « منبع الحياة » ميرزا ابو الحسن على زنوزى خوئى به سال 1265 گويد :
اين كتاب مستطاب از فرط نور * جلوهگر گرديده همچون نخل طور
بسكه با لطف معانى آمده است * آيت سبع المثانى آمده است
اين كتاب از عالمى دارد خبر * علم لوح آمد در او مضمر مگر
ياد كرده از اسيران بلا * جاننثاران شه كرب و بلا
عالمى را زين عزا برهم زده است * سكهء غم بر دل عالم زده است
اين كتاب مستطاب از يك فسون * بسته دلها را بزنجير جنون
جاى چون يوسف بدلها كرده است * جلوهء حسن زليخا كرده است
نكتههاى عشق افشا كرده است * رخنه در دلهاى شيدا كرده است
ناز عشق و عاشقى سر كرده است * دامنم را پر ز گوهر كرده است
بر سرم شورى عجب افتاده است * از تعب جان در طرب افتاده است
حسن يوسف را نموده آشكار * شهره كرد اين قصه را در هر ديار
تا زليخا را ملامت كم كنند * مهر خاموشى همى بر لب نهند
طاير
محمد حسين فرزند محمد على لارى
عارف دانشمند ، اديب شاعر با تخلص « طاير » ، سورهء يوسف را به نام « أحسن القصص » در سال 1277 تفسير عرفانى كرده و پارهاى از اشعار خود را در آن آورده است .