تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠

طاير

سيد محمد فرزند سعيد موسوى گلپايگانى

اديب شاعر با تخلص « طاير » ، در تقريض كتاب « منبع الحياة » ميرزا ابو الحسن على زنوزى خوئى به سال 1265 گويد :
اين كتاب مستطاب از فرط نور * جلوه‌گر گرديده همچون نخل طور بس‌كه با لطف معانى آمده است * آيت سبع المثانى آمده است اين كتاب از عالمى دارد خبر * علم لوح آمد در او مضمر مگر ياد كرده از اسيران بلا * جان‌نثاران شه كرب و بلا عالمى را زين عزا برهم زده است * سكهء غم بر دل عالم زده است اين كتاب مستطاب از يك فسون * بسته دلها را بزنجير جنون جاى چون يوسف بدلها كرده است * جلوهء حسن زليخا كرده است نكته‌هاى عشق افشا كرده است * رخنه در دلهاى شيدا كرده است ناز عشق و عاشقى سر كرده است * دامنم را پر ز گوهر كرده است بر سرم شورى عجب افتاده است * از تعب جان در طرب افتاده است حسن يوسف را نموده آشكار * شهره كرد اين قصه را در هر ديار تا زليخا را ملامت كم كنند * مهر خاموشى همى بر لب نهند
طاير

محمد حسين فرزند محمد على لارى

عارف دانشمند ، اديب شاعر با تخلص « طاير » ، سورهء يوسف را به نام « أحسن القصص » در سال 1277 تفسير عرفانى كرده و پاره‌اى از اشعار خود را در آن آورده است .
شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 150 | السيد أحمد الحسيني الاشكوري