تنپرستى نيست غير بندگى * شهوت و آز است زهر زندگى
زندگى بىروح غير مرگ نيست * جز درخت بىبر و بىبرگ نيست
رو تو روح خويشتن را پاك كن * جاى اندر طارم افلاك كن
جامهء خاكى به تن رو چاك كن * اعتلا بر عالم افلاك كن
زان كه تو زان عالم بالاستى * پرتوى از نور حق پيداستى
گفت من گنجى بدم اندر نهان * خواستم تا از تو گردم من عيان
سرّ خلقت ظاهر اندر روى تو * نور حق در آب و رنگ و بوى تو
پردهبردار از رخ روح خودت * تا كه بىپرده ببينى شاهدت
عالم ارواح بوده جاى تو * هم در آن بايد شدن مأواى تو
عشق ورز و عشق پروانه مثال * تا برى ره سوى وصل آن جمال
عشق اندر جلوهگاهت مىكشد * در جهان برترى راهت دهد
مىكند صاحبدل از عشق مجاز * از حقيقت در به روى خويش باز
گفت شيخ آنكو ندارد عشق يار * بهر او پالان و افسارى بيار
عشق شمع است و همه پروانهوار * دور آن گرديم مست و هوشيار
روح را او پاك ز آلايش كند * مصدر الهام و پيدايش كند
سرّ خلقت محور عالم بود * خلعتى بر پيكر آدم بود
هركه نوشد جرعهاى از جام او * زندهء جاويد گردد نام او
سروده شده در 1303 خورشيدى
شرح
( 60 ) - علامهء قزوينى تاريخ وفات اسد الله خان كردستانى را در وفيات معاصرين ، شب 17 خرداد 1323 نوشته است .
( 61 ) - متن تلگراف تسليت رئيس الوزرا :
ادارهء معارف واقعهء قتل كزازى موجب نهايت تأسف گرديد . از طرف اينجانب به بازماندگان آن مرحوم تعزيت و تسليت اظهار بداريد . براى دستگيرى محركين و قاتل او ، اوامر مؤكد به حكومت صادر شد . معلوم نماييد بازماندگان آن مرحوم اناثا و ذكورا چند نفر و در چه سن هستند و وضع آنها از چه قرار است .
16 جوزا ، نمرهء 2077 رئيس الوزرا