تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
كرد . تا آخر عمر با وجود عدم توانايى مزاجى ، از كار و كوشش و رويهء مستمر ساليان متمادى خوددارى نكرد . تا سرانجام در ساعت 4 بعد از نيمه‌شب 9 ربيع الثانى 1386 قمرى برابر با 6 مرداد 1345 خورشيدى ، در 77 سالگى وفات يافت و در بقعهء مزار سلطان عليشاه ، واقع در بيدخت به خاك سپرده شد . على احمدى كرمانى در رثا و تاريخ فوت وى چنين سروده :
آوخ كه غم است بر سر غم * بگرفته فضاى عالمى هم واى از پس واى ما همه عمر * آه از پس آه ما دمادم دردى و عظيم درد جانكاه * زخمى و عميق ، كش نه مرهم سوزى كه بهر نفس برآرد * صد شعله ز سينه از پى هم سوكى كه به سوكوارى آن * بنشسته جنيد و ابن ادهم رفت از سر ما بلندجاهى * مهرى ز منوران عالم چونان كه نهان شد آفتابى * اندر پس ابرهاى مظلم صاحب نفسى جليل قدرى * كش قدر شناسد ابن مريم آن مرجع جمع اهل بينش * آنان همه قطره‌ها و اويم صالح على آن يگانه دهر * شاهى كه به دوست بود محرم هم نام محمد و حسن داشت * هم سيرهء آن نبى اكرم سرحلقهء عارفان به تحقيق * كو راست رضا ز حق مسلم روشنگر فكرت و روانها * تا بنده چراغ راه آدم پندش بنگر به پند صالح * به از همه پند ما تقدّم در ماتم آن عزيز جانها * ماتم ز غمش گرفته ماتم گفت احمدى اينكه بهر تاريخ * گشتم ز مقام غيب ملهم فرمود بگو كه در جنان شد : * « سلطان زمان و قطبى اعظم »
م : 1 - مجلهء يغما ، سال نوزدهم ، شمارهء يازدهم - 223 . 2 - بامداد ، مهدى . شرح حال رجال ايران ، ج / 5 .