روحانى به دو علاقه مىورزيدند ، زيرا هم از جلسات درس فقه و اصول او بهره مىبردند و هم به امور مادى آنان از سوى حائرى رسيدگى مىشد ؛ دولت با او نظر مناسبى داشت ، زيرا با آنكه مرجع تقليد و مجتهد مسلم و نامدارى بود ، دخالتى در امور دولت نمىكرد .
دورى حائرى از سياست ، خواهوناخواه براى دولت سودمند بود ، زيرا دولت را از بسيارى از مشكلات و دردسرها رها مىساخت و شايد به همين سبب بود كه حائرى پس از ورود به قم مورد استقبال مقامهاى سياسى قرار گرفت و حتّى احمد شاه در سال 1921 / 1340 به قم رفت تا بنيانگذارى حوزهء روحانى قم را به حائرى شاد باش بگويد . »
شرح
( 11 ) - در اين باب دكتر عبد الهادى حائرى در كتاب خود به نام تشيع و مشروطيت در ايران ، چنين مىنويسد :
« پيرامون برخورد حائرى با مسأله تبعيد علماء و رويدادهاى ناشى از آن ، سه گزارش گوناگون در دست است . طهرانى و رازى هر دو مىنويسند كه حائرى علماء عراق را به گرمى پذيرفت . طهرانى حتى مىگويد كه علماء در قم مهمان حائرى بودند . ازسوىديگر دولتآبادى كه از نويسندگان و ناظران همان زمان بوده ، مىنويسد كه حائرى ، بر خلاف انتظار علماء تبعيد شده ، خود را در مشكلات آنان درگير نساخت و با رويدادها با احتياط برخورد كرد و تنها به يك ديدار رسمى از علما بسنده كرد . گزارش سوّم وسيلهء شيخ محمّد خالصى ( خالصىزاده ) پسر شيخ مهدى خالصى ، كه هر دوشان نيز در رويدادهاى آن روز كاملا درگير بودند ، به دست داده شد و گزارشگر از آنست كه حائرى حتّى مايل نبود كه علماء تبعيدى در قم بمانند ، زيرا آنان مزاحم مقام رياست وى بودند و بههمينجهت در پنهانى با علماء مبارزه و مخالفت مىكرد . چنين به نظر مىرسد كه طهرانى و رازى هر دو ، برخى از واقعيتها را از ديده دور داشتهاند ؛ دولتآبادى شايد كاملا حق مطلب را ادا نكرده و خالصىزاده هم ممكن است كمى در داورى تند رفته باشد ، ولى گزارشها در مجموع بخشى از حقيقت را بيان داشتهاند . شكى نيست كه حائرى به احترام همكاران و دوستانش يعنى نائينى و اصفهانى و ديگر علماء ، آنان را به گرمى مىپذيرفت و با آنان همدردى و همدلى كرد ؛ ولى او موضع خود را با موضع علماى تبعيدى يكى ندانست تا با اقدامهايى فورى انتظارهاى علماى تبعيدى را به خوبى برآورد . به نظر مىرسد كه موضع حائرى موضع شخص ثالثى ميان علماء تبعيدى و دولت ايران ، همراه با همدردى كامل نسبت به علماء بوده است . به سخن ديگر ، حائرى يك خيزش همهگير را به سود همكاران روحانى خود ، كه شايد از او انتظار مىرفت ، رهبرى نكرد . نمىتوانيم آگاهى داشته باشيم كه در ژرفاى دل حائرى دربارهء توقف علما در قم چه مىگذشته است ؛ بنا بر خواستههاى طبيعى بشرى ، نامبرده قاعدتا مزاحمان رياست خويش را چندان دوست نمىداشته است ؛ ولى با در دست نبودن دلايلى بسنده و رسا عقيدهء مربوط به مبارزه و مخالفت پنهان حائرى بر ضد علما تبعيدى سخت مورد شك است .
ازسوىديگر ، گزارشهايى در دست است كه نشان مىدهد كه علماى تبعيدى خود مايل به ماندن در