تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
با قرآن شريف استخاره كردند . آيهء 29 سورهء مباركهء يوسف ( ع ) آمد :
اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا فَأَلْقُوهُ عَلى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً وَ أْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ .
و اوّل جمله‌اى كه در اوّل صفحهء قرآن بود ذيل آيهء
وَ أْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ
بود . »
شرح
( 10 ) - دكتر عبد الهادى حائرى كه از نوادگان مرحوم شيخ عبد الكريم حائرى است در كتاب خود به نام تشيع و مشروطيت در ايران ، در زمينهء اجتناب آيت‌اللّه حائرى از سياست چنين مىنويسد : « حائرى روحا فردى غير سياسى به شمار مىرفت و به نظر نمىرسد كه در سراسر زندگيش هرگز علاقه‌مند به درگيرى در سياست بود . حائرى ، مانند نائينى ، نزد ميرزا حسن شيرازى ، سيد محمّد فشاركى و آخوند خراسانى درس خوانده بود ، ولى بر خلاف نائينى همواره كوشش داشت كه گام به پهنهء سياست ننهد در سال 1900 / 1318 او نجف را به قصد اراك ترك گفته و حوزهء علميهء آن شهر را بنيان نهاد ؛ ولى پس از چند سال ، انقلاب مشروطيت ايران آغاز شد و علماء و اعيان آن شهر از جمله استبدادخواه و فئودال نامدار ، حاجى آقا محسن عراقى ، در انقلاب درگير شدند . اين وضع البتّه با ذوق حائرى هماهنگ نبود و بنابراين ، او براى دورى از درگيرى در انقلاب ، در سال 1906 / 1324 ، يعنى درست هم‌زمان با اعلام مشروطيت در ايران ، به نجف رفت . ولى اين مهاجرت ، حائرى را از انقلاب مشروطيت نرهانيد ، زيرا درست در همان هنگام حوزهء روحانى نجف در آستانهء يك درگيرى دراز مدّت در انقلاب مشروطيت قرار داشت . بنابراين حائرى نجف را به قصد كربلا ترك گفت و چند سال در آنجا ماند . مهاجرت ضد خارجى علماى نجف و كربلا به كاظمين در آغاز سال 1912 / 1330 مصادف با زمانى بود كه حائرى در كربلا مىزيست . ناظم‌الدين‌زاده نام 29 مجتهد از آن مهاجرين را در كتابش مىآورد ، ولى با آنكه چند تن از همدرسان حائرى مانند نائينى ، سيد ابو الحسن اصفهانى و آقا ضياء عراقى نيز در صف مهاجرين بودند ، نام حائرى در ميان علماى مهاجر ديده نمىشد . به هر حال حائرى در سال 1913 / 1331 به اراك بازگشت و در سال 1921 / 1340 رهسپار قم گرديد . ويژگيهاى شخصى حائرى او را وادار مىكرد كه از سياست كناره گيرد . اين كناره‌گيرى به اندازه‌اى بود كه در برخى از صاحب‌نظران ايجاد حيرت كرده بود ، ولى وضع سياسى آن روز ايران ، همان گونه كه پس از اين خواهيم ديد ، حائرى را در راه خود آزاد نگذاشت . نويسندگان زندگينامهء حائرى بر آنند كه او فردى بود دورانديش و آگاه از تمايلهاى سخت ضد مذهبى ؛ بنابراين او مذهب را در سايهء برد بارى ، احتياط و درايت خود پاسدارى كرد . ولى اين‌گونه روش و رفتار ، حائرى را از برخى از فعاليتهاى اجتماعى مانند بنيانگذارى نخستين كتابخانهء عمومى و نخستين بيمارستان سبك نو قم و ايجاد گورستان عمومى و خانه‌سازى براى بينوايان و بىخانگان آن شهر و ديگر كارهاى عام‌المنفعه باز نداشت . حائرى اندكى پس از ورودش به شهر قم ، بسيار مورد دوستى و دلبستگى مردم ، دانشجويان روحانى و دولت قرار گرفت . عامهء مردم وى را دوست داشتند ، زيرا براى عموم دست به كارهاى سودمند مىزد ؛ دانشجويان
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 390 | حسن مرسلوند